پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢١ - ٢ تلاش براى مسموم كردن امام عليه السلام
بر آنها نشسته بودند.
در زيبايى چهره و آراستگى تنپوش، همانند آنان را نديدهام. آنان لباسهايى از ابريشم سبز بر تن، تاج بر سر داشته و خود را با درجهاى گوهر و ياقوت آراسته بودند. در دست آنان ابريقى و دستمالى و خوانهاى رنگارنگ طعام بود. چون اين صحنه را ديدم به سجده افتادم و در حال سجده بودم كه اين خادم مرا از سجده بلند نمود و من خود را به حال اول ديدم.
هارون كه وجودش از كينه و خشم لبريز شده بود گفت: اى پليد، شايد به سجده رفتهاى و آنچه را كه گفتى در خواب ديدهاى؟
كنيزك گفت: اى سرورم، به خدا چنين نيست. اين صحنه را پيش از سجدهام ديدم و سجده من نيز براى همين صحنه بود.
هارون به خادم خود دستور داد تا كنيزك را دور از ديدگان مردم و نزد خود نگاه دارد و ماجرا را از مردم پنهان كند. خادم كنيزك را با خود برده، نزد خويش نگاه داشت. كنيزك نيز به عبادت و نماز مىپرداخت و هرگاه از [زيادى] عبادتش از او سؤال مىكردند، مىگفت: عبد صالح (امام) را اين گونه يافتم».[١]
٢. تلاش براى مسموم كردن امام عليه السّلام
وجود امام كاظم عليه السّلام عرصه را بر هارون تنگ كرده بود، چرا كه هارون از اينكه مىديد مناقب و افتخارات امام عليه السّلام بر سر زبانهاست و مردم مجالس خود را با ياد و نام او روشنى مىبخشند. سبب شد تا تحمل خود را از
[١] . مناقب آل ابى طالب ٤/ ٣٢٢( به نقل از العامرى كتاب الأنوار).