پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٥ - مصادر و روش شناخت
٢٠. اى هشام، چگونه ممكن است كه عمل تو پاك شده و فزونى گيرد، درحالىكه عقل خود را در غير خداى خويش به كار بستى و هواى نفس خويش را در [مصاف و] چيرگى بر عقل خود فرمان بردى؟
٢١. اى هشام، صبورى بر تنهايى [و تحمل آن] نشانه قوت عقل است. پس هركس در بند بندگى خدا باشد، از اهل دنيا و طالبان آن دورى گزيند و به آنچه نزد خداوند است روى آورد. در آن صورت است كه خدا انيس بىكسى و دلتنگى او، يار تنهايى او، مايه بىنيازى روزگار تنگدستى او بوده و بدون كسان و عشيره او را عزيز مىگرداند.
٢٢. اى هشام، خلق به طاعت خداوند گمارده شده است و جز با بندگى خداوند نيل به نجات و رهايى [از كيفر] ممكن نباشد، طاعت و بندگى به علم بستگى دارد، علم به فراگيرى آن و فراگيرى دانش با خرد پيوند خورده است و هيچ علمى [شايسته فراگيرى] نيست، مگر علم عالم ربانى، [چرا كه] شناخت عالم، با خرد فراهم آمده است.
٢٣. اى هشام، عمل اندك عاقل به دو برابر پذيرفته است و عمل بسيار پيروان هواى نفس و جاهلان، ناپذيرفته و مردود است.
٢٤. اى هشام، خردمند به اندكى از دنيا، ولى با حكمت خشنود و به اندك از حكمت با [داشتن تمام] دنيا ناخشنود است و از همين روست كه تجارت آنان سودآور است.
٢٥. اى هشام، اگر آنچه تو را بسنده باشد، بىنيازت كند، پس كمترين چيز در دنيا تو را بسنده است و اگر آنچه تو را بسنده باشد، بىنيازت نكند، ديگر چيزى از دنيا بىنيازت نمىكند [و پيوسته در اندوه نداشتن و نياز به سر خواهى برد].