پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٠ - نكاتى از سيره و تاريخ حيات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
مناجات شب گذشته او (پيامبر) را مىشنيدم كه در پايان آن مىگفت: نماز.
نماز.
سپس گفت: ابو بكر بيرون شد تا امامت نماز مردم را بر عهده بگيرد. مردم از حضور ابو بكر براى امامت نماز متعجب شد [ه حضور او را غير عادى خواند] ند.
سپس بر اين گمان شدند كه او به فرمان رسول خدا به مسجد آمده است.
هنوز ابو بكر تكبير نماز نگفته بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به هوش آمد و فرمود: [عمويم] عباس را فرا بخوانيد. چون عباس به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد، خود و على عليه السّلام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به مسجد بردند و او نشسته، امامت نماز را بر عهده گرفت، سپس حضرت بر منبر قرار داده شد و اين آخرين بارى بود كه او بر منبر نشست. همه مردم مدينه از مهاجران و انصار و زنان بزرگ شهر از خانهها برآمده در مسجد حضور يافتند. آنان گريان و شيونكنان بوده، كلمه استرجاع (انّا للّه و انّا اليه راجعون) بر زبان داشتند. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زمانى سخن مىگفت و گاهى خاموش مىشد.
حضرت در ميان خطبهاش فرمود: اى جماعت مهاجران و انصار و آنان از جن و انس در اين روز و در اين هنگام در اينجا حضور دارند، حاضران [اين گفته مرا] به غايبان برسانند كه: بدانيد كتاب خدا را در ميان شما بر جاى گذاشتم؛ كتابى كه در بردارنده نور، هدايت و بيان است و خداوند از بيان هيچ چيزى در آن غافل نبوده است و اين حجت خدايى من بر شماست. [و نيز] نشانه بزرگتر دين را در ميان شما وانهادم و او وصى من على بن ابى طالب است كه نشانه دين، نور و هدايت مىباشد. بدانيد كه او ريسمان خداوند [در ميان مردم] است، پس همگى به او چنگ اندازند و از گردش پراكنده نشويد [كه خداوند فرموده است:] «و به ياد آريد اين نعمت بزرگ خدا را كه شما باهم