پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٣ - مصادر و روش شناخت
٦٢. اى هشام، انسان، زمانى مؤمن است كه بيمناك و اميدوار باشد (بيمناك از كيفر خداوند باشد و اميدوار به رحمت او) و آنگاه بيمناك و اميدوار خواهد بود، كه براى آنچه مىترسد و آنچه بدان چه اميدوار است عمل كند.
٦٣. اى هشام، خداوند- عزّ و جلّ- فرموده است: به عزت و جلال و عظمت و قدرت و شكوه و بلندى جايگاهم سوگند، هر بندهاى كه خواسته مرا بر خواسته خويش مقدم بدارد [به يقين] بىنيازى را در وجودش قرار دهم، سعى او را در امر آخرتش گمارم، او را در سرزمين خودش به كفايت روزى دهم، آسمانها و زمين را ضامن روزى او گردانم و خود، او را از هر تجارت تجارتكنندگان بسنده باشم».
٦٤. اى هشام، خشم كليد شر است و آن مؤمنى ايمانش كاملتر است كه خلقى بهتر داشته باشد. اگر [بخواهى] با مردم معاشرت كنى، تا آنجا كه مىتوانى با كسى معاشرت كن كه از دهش و عطاى تو بهرهمند باشد.
٦٥. اى هشام، نرمخويى پيشه كن كه نرمخويى خجستگى و تندخويى شوم است و نيكى و خوشخلقى خانهها و شهرها را آباد مىكند و روزى را فزونى مىبخشد.
٦٦. اى هشام، خداوند فرموده است: «آيا پاداش احسان جز احسان است؟». [اين قاعده و سنت الهى] درباره مؤمن و كافر، نيكوكار و بدكار به يكسان صادق و جارى است. هركس كه مورد احسان و نيكى قرار گرفت بايد آن نيكى را با نيكى پاسخ دهد. پاداش نيكى به اين نيست كه همانند او نيكى كنى و بدين وسيله خود را برتر ببينى، چرا كه در اين صورت برترى از آن اوست كه نيكى در حق تو آغاز كرده است.
٦٧. اى هشام، مثل دنيا همانند مار است كه بدنش نرم و لطيف است، اما در درون خود زهرى كشنده دارد. خردمندان از آن [دورى جسته،] برحذر مىباشند و كودكان [خطر ناآزموده] با شيفتگى فراوان به سوى آن دست دراز مىكنند.