پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٣ - بخش نخست ويژگىهاى عصر امام كاظم عليه السلام
گفت: دو و نيم درهم.[١]
به او گفتيم: به خدا سوگند مرجئه نيز اين را نمىگويند.
عبد الله افطح دست به سوى آسمان برد و گفت: به خدا سوگند نمىدانم مرجئه در اينباره چه مىگويند!
هشام مىگويد: من و «ابو جعفر احول»[٢] سرگشته و درمانده از نزد عبد الله خارج شديم و نمىدانستيم كجا بايد برويم و آهنگ چه كسى كنيم. در اين گفتوگو بوديم كه نزد مرجئه قدريّه، زيديه، معتزله، يا خوارج برويم، نمىدانستيم.[٣] در اين وادى سرگردانى بوديم كه ديدم مردى كهنسال با اشاره دست، مرا فرا مىخواند. از آنجا كه در مدينه جاسوسانى بودند كه منصور دوانيقى گمارده بود تا شيعيان جعفر بن محمد عليه السّلام را شناسايى كرده، براى گردن زدن به حكومتيان بسپارند، آن پيرمرد را از جمله جاسوسان پنداشتم. از اينرو به ابو جعفر (مؤمن طاق) گفتم: از من فاصله بگير، مبادا خود را به كشتن دهى كه اين پيرمرد مرا مىخواهد و با تو كارى ندارد.
ابو جعفر كمى از من فاصله گرفت و من كه مىپنداشتم راه گريزى ندارم، دنبال پيرمرد روانه شدم. او مرا به درب خانه ابو الحسن، موسى بن جعفر عليه السّلام رساند و خود بازگشت. در همين حال خادمى را در درگاه خانه ديدم كه به من گفت: وارد شو خدايت رحمت كند.
چون وارد خانه شدم با امام كاظم عليه السّلام روبهرو شدم. او سخن خود را با من
[١] . اصل ثابت نزد مسلمانان اين است كه به كمتر از دويست درهم زكات تعلق نمىگيرد اما افطح اين حكم را نمىدانست.
[٢] . مؤمن طاق ابو جعفر صاحب طاق و احول لقبهاى« محمد بن على بن نعمان» است. نك اختيار معرفة الرجال ٢/ ٤٢٥.
[٣] . مفيد الارشاد ٢/ ٢٢١ و مدينة المعاجز ٦/ ٢٠٨.