پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٥ - بخش نخست ويژگىهاى عصر امام كاظم عليه السلام
حضرت گفتم: فدايت گردم، آيا شما امام داريد؟
حضرت پاسخ داد: نه.
از هيبت و شكوه آن حضرت حالتى به من دست داد كه هنگام ديدار با امام صادق عليه السّلام اينچنين تحت تأثير جلال و عظمت آن حضرت قرار نمىگرفتم و تنها خداوند از آن آگاه است.
باز گفتوگو را با حضرت دنبال كرده، گفتم: فدايت شوم، آنچه را كه از پدرت مىپرسيدند، از شما بپرسم؟
امام عليه السّلام فرمود: بپرس باخبر مىشوى و آن را فاش مكن كه اگر چنين كنى فرجام، سر بريدن است.
هشام مىگويد: پرسشهايى از امام كاظم عليه السّلام كردم و او را دريايى از دانش يافتم. آنگاه به او گفتم: فدايت گردم، شيعيان تو و شيعيان پدرت سرگشته و راه گم كردهاند. با اينكه مرا به راز نگاه داشتن امر فرمودهاى آنان را از خبر [امامت شما] آگاه كنم. و به سوى شما دعوتشان كنم؟
امام كاظم عليه السّلام فرمود: هريك از آنان را راه يافته ديدى، از اين امر آگاه كن و از او پيمان رازدارى بگير، چرا كه اگر اين امر (امامت) را فاش كنند فرجام كار، سر بريدن است و در اين هنگام امام كاظم عليه السّلام با دست به گلوى خويش اشاره فرمود.[١]
اين روايت كه از هشام بن سالم نقل شده است واقعيتهايى را از فضاى حاكم بر روزگار امام كاظم عليه السّلام روشن مىكند كه به شرح زير مىآيد:
١. جاسوسان فراوانى جامعه شيعى را كاملا زير نظر داشتند و ترس، ناامنى
[١] . اختيار المعرفة الرجال ٢/ ٥٦٥ حديث ٥٠٢؛ الارشاد ٢/ ٢٢١- ٢٢٢؛ اعلام الورى ٢/ ١٦- ١٧( به نقل از الارشاد ٢/ ٢٢١- ٢٢٢)؛ كشف الغمة ٣/ ١٢- ١٣ و بحار الانوار ٤٨/ ٥٠.