پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٣ - مصادر و روش شناخت
١٤. اى هشام، اگر در دست خود گردويى داشته و مردم بگويند: گوهر است تو را سودى نبخشد، چرا كه مىدانى آنچه در دست دارى گردو است و اگر در دستت گوهرى داشته باشى و مردم بگويند، آنچه در دست دارى گردو است تو را چه زيان كه مىدانى گوهرى در دست دارى.
١٥. اى هشام، خداوند پيامبران را نفرستاد، مگر براى اينكه در بند بندگى خدا باشند.
پس آنان كه بهتر پاسخ پيامبران را دادند، شناخت بهترى از خداوند دارند و آنان كه به فرمان خداوند آشناترند خردمندترين هستند و خردمندترين آنان، در دنيا و آخرت منزلتى رفيعتر دارند.
١٦. هيچ بندهاى نيست، مگر اينكه فرشتهاى پيشانى او را در دست دارد. هرگاه فروتنى كند، خداوند او را بزرگى و رفعت بخشد و چون تكبر ورزد و بزرگى فروشد، خداوند او را خوار و كوچك گرداند.
١٧. اى هشام، خداى را بر مردم دو حجت و برهان است، يكى حجت آشكار، ديگرى حجت پنهان. حجت آشكار خداوند همان فرستادگان، پيامبران و امامان هستند و حجت پنهان، خردهاست.
١٨. اى هشام، خردمند كسى است كه [روزى و نعمت] حلال او را از شكرگزارى باز ندارد و حرام، صبورى او را [درهم نشكسته و بر آن] چيره نشود.
١٩. اى هشام، هركس سه چيز را بر سه چيز چيره كند چنان است كه هواى نفس خود را بر از پاى درآوردن خرد خود يارى داده است. هركس فروغ انديشه خود را به آرزوى دراز تاريك كند، با پرگويى خود، نكتههاى حكيمانه خود را از بين ببرد و با پيروى از شهوات نفس، فروغ عبرتپذيرى خود را خاموش كند، چنان است كه در نابودى عقل خود به يارى هواى نفس خويش برخاسته باشد و هركس خرد خود را نابود و ويران كند دنيا و آخرت خود را تباه كرده است.