پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٣ - پيكر امام عليه السلام بر روى پل
بر روى پل «رصافه» قرار دهند و درحالىكه شرطههاى هارون سركش گرد پيكر امام عليه السّلام جمع شده، چهره حضرت را باز كرده بودند، مردم از آنجا مىگذشتند و به جنازه امام عليه السّلام مىنگريستند. هدف از اين كار، شكستن حرمت امام عليه السّلام و كوچك و خوار كردن آن حضرت بود. سندى پا را فراتر نهاده، به مأموران خود دستور داد تا در كنار پيكر پاك امام عليه السّلام ندا در دهند: «هذا امام الرافضة فاعرفوه»؛ اين امام و پيشواى رافضه (شيعه) است، بشناسيدش. و اين گفتارى اندوهافزا بود كه جان مؤمنان را از شدت غم مىگداخت.
آنان همچنين به فرمان سندى درصدد بدنام كردن شيعيان برآمده، مىگفتند: اين، موسى بن جعفر است، همو كه رافضىها (شيعيان) مىگويند: او نمىميرد، پس او را بنگريد كه مرده است.
اين مطلب به منظور بدنام و متهم كردن شيعه بيان مىشد، درحالىكه روح شيعه از اين گفتهها و ادعاها بيزار بوده، آن را نمىپذيرفت، بلكه «واقفيه» مدعى بودند كه موسى بن جعفر نمرده و مانند حضرت مسيح عليه السّلام به آسمان برده شده است. اين حقيقت بر هارون و جلادان او پوشيده نبود، اما بايد از اين فرصت بهرهاى دو سويه، برده مىشد: يكى بيگناه جلوه دادن هارون الرشيد و ديگرى كوچك كردن امام كاظم عليه السّلام و بدنام كردن شيعيان بود تا از اين رهگذر، هر فشار و ستمى را كه بر آنان روا مىداشتند، توجيه كنند. اين دين به دنيافروختگان پا را فراتر نهاده، گفتارى بس شنيع و آلوده، به جمله «هذا إمام الرافضة» افزوده، بانگ مىدادند: آگاه باشيد، هركس بخواهد پليد و پليدزاده [العياذ بالله]، موسى بن جعفر را ببيند بيايد.[١]
[١] . كمال الدين/ ٣٨؛ عيون الاخبار ١/ ٩٩/ حديث ٥؛ بحار الانوار ٤٨/ ٢٢٧/ حديث ٢٩( به نقل از كمال الدين/ ٣٨ و عيون اخبار الرضا ١/ ٩٩/ حديث ٥) و الفصول المهمه/ ٥٤.