پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٨ - امامت و امامان از نگاه امام كاظم عليه السلام
١٧. «محمد بن حكيم» مىگويد: «از ابو الحسن عليه السّلام پرسيدم: ممكن است كه درباره حكمى از حلال و حرام و موارد مورد نياز مردم از امام پرسيده شود، اما او پاسخ آن را نداند؟
امام عليه السّلام فرمود: نه، ولى اگر بخواهد پاسخ مىدهد و اگر نخواهد ندهد. اين به اختيار اوست.[١]
١٨. از «صفوان بن يحيى» نقل شده است كه گفت: «از ابو الحسن عليه السّلام پرسيدم: ممكن است از امام درباره حكمى از احكام حلال و حرام و ساير احكام مورد نياز مردم پرسيده شود، اما از پاسخ آن را نداند؟
امام عليه السّلام فرمود: نه، اما ممكن است كه پاسخ ندهد.[٢]
١٩. «على سائى» از ابو الحسن اول، موسى عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود:
مبلغ علمنا على ثلاثة وجوه: ماض و غابر و حادث فأمّا الماضي فمفسر، و أما الغابر فمزبور و أما الحادث فقذف في القلوب، و نقر في الاسماع و هو أفضل علمنا و لا نبيّ بعد نبينا؛[٣]
تمام دانش ما سه وجه دارد: گذشته و موجود و حادث (كه بعدها پديد مىآيد). گذشته از آن تفسير شده، دانش موجود، نوشته شده و علم حادث در دلها افكنده و بر گوشها نواخته مىشود و اين، برترين دانش ماست و پس از پيامبر ما پيامبرى نيست.
٢٠. «محمد بن على بن خالد جوّاز» مىگويد: «بر ابو الحسن عليه السّلام كه در حياط خانهاش در «رمليه» بود وارد شدم. چون در او نگريستم در دل گفتم: پدر و مادرم فدايت باد، اى سيد و سرورم، اى مظلوم، اى كه حقت غصب شده و اى تحت فشار قرار گرفته، سپس به او نزديك شده، ميان دو چشم او را بوسيدم
[١] . البصائر/ ٤٤.
[٢] . همانجا.
[٣] . اصول كافى.