پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦١ - ١ تقيه
هنگامى كه به حدّ ريخته شدن خون رسيد ديگر تقيّه واجب نيست[١].
از موارد تقيّه مىتوان به اين موارد ذيل اشاره نمود:
الف- اگر معتقد به دين اسلام در جامعهاى غيراسلامى زندگى مىكند كه با مسلمانان سر جنگ و ناسازگارى دارند بايد اعتقاد خود را كتمان نمايد.
همچنين اگر معتقد به مذهب اهل بيت عليهم السّلام در جامعهاى زندگى مىكند كه مخالف يا دشمن اهل بيت عليهم السّلام بوده و كشتن يا شكنجه و آزار هركس كه منسوب به اهل بيت عليهم السّلام و وابسته به آنان باشد يا عقيده آنان را ترويج نمايد حلال مىدانند، بايد عقيده خود را در برابر آنان كتمان نمايد.
يا در مواردى كه ابراز عقيده اين معتقد منجرّ به طرد اين فرد از جامعه و عدم تأثيرپذيرى جامعه از قول و فعل آن شخص شود و در هر صورت موجب سدّ راه و مزاحمت در مسأله مهم اصلاح و تغيير جامعه شود، تقيّه واجب مىگردد.
ب- كتمان احكام فقهى اگر منجرّ به ضرر بزرگى شود.
ت- كتمان آراء سياسى.
ث- كتمان اسرار سياسى.
ج- كتمان برنامهها و خطّمشىهايى كه براى اصلاح جامعه و تغيير آن مهيّا شده است.
در همه اين موارد گاه مىشود كه تحقق تقيّه به كتمان اين موارد، و گاه مىشود كه تقيّه به تظاهر به عملى برعكس آنها مىباشد.
به عبارت ديگر تقيّه سازش با مخالفين يا دشمنان گروه صالح است تا
[١] . بحار الانوار ٧٢/ ٣٩٩.