پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٤٨ - از وصاياى امام باقر عليه السلام
مىگيرند دروغ است و در تو وجود ندارد، بدانكه با اين عمل ثواب كسب كردهاى و هيچگونه زحمتى براى بردن اين ثواب نكشيدهاى.
بدانكه تو هيچگاه به مقام ولايت ما نمىرسى مگر اينكه به اين درجه از كمال رسيده باشى كه اگر همه اهل شهر تو بر تو گرد آيند و بگويند تو آدم بدى هستى، اين امر تو را محزون و ناراحت نكند، و اگر همه آنها تو را تعريف كنند و بگويند مرد صالحى هستى، اين امر تو را خوشحال ننمايد. بلكه نفس خود را بر كتاب خدا عرضه كن و ببين اگر در راهى كه قرآن به تو نشان مىدهد مىروى و در آنچه قرآن تو را امر به زهد در آن مىكند زاهدى و در آنچه كه قرآن تو را به آن ترغيب مىنمايد راغب و از آنچه قرآن تو را از آن مىترساند ترسان هستى، پس بر راه خود استوار باش و تو را بشارت باد كه آنچه درباره تو گفته شود زيانى به تو نخواهد رسانيد، امّا اگر ديدى عمل و رفتار تو مخالف با قرآن است، پس چه چيزى از نفس تو مغرورت خواهد ساخت.
مؤمن همواره علاقهمند به جهاد با نفس خود است تا بر هواى نفس غلبه كند. گاه مىشود كه او در اين مبارزه پيروز مىشود و در راه دوستى خدا نفس خود را شكست مىدهد و گاه مىشود كه نفس بر او غلبه كرده و او تابع هواى نفس مىشود، امّا خداوند متعال به يارى او مىشتابد و او به يارى خدا از جا برمىخيزد، و خداوند بهواسطه تذكّر و بيدارى كه آن مؤمن پيدا كرده از لغزش او مىگذرد. آن مؤمن به ياد خداوند افتاده و به سمت توبه و ترس از خدا مىرود و به اين وسيله بصيرت و معرفت او زياد مىشود، چراكه معرفت و بصيرت بهواسطه ازدياد ترس از خدا در دل انسان زياد مىشود، و اين مضمون كلام خداوند است كه مىفرمايد:
در حقيقت، كسانى كه [از خدا] پروا دارند، چون وسوسهاى از جانب شيطان