پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٠ - انحراف فكر و عقيده
انحراف فكر و عقيده
در زمان حكومت پادشاهانى كه يكى پس از ديگرى در جهان اسلام به حكومت مىرسيدند انحراف رو به افزايش گذاشت، و در اين ميان عرصه فكر و عقيده بيشترين نصيب را از اين انحراف دارا بود. حاكمان جامعه نيز نهتنها اهميّتى به اين انحراف نمىدادند بلكه در جهت تقويت آن مىكوشيدند. چرا كه اينگونه افكار منحرف در خدمت مصالح حكومت آنان بوده و مسلمانان را از دلمشغولىهاى اساسىشان به خصوص تفكّر در عرصه تغيير اوضاع جامعه و بازگرداندن اوضاع به آنچه كه در زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام بود بازمىداشت.
در زمان حكومت امويان انحرافات فكرى و عقيدتى بسيار زياد شد. چه از نظر كمّى و چه از نظر كيفى. در زمان امويان هركدام از اين عقايد منحرف داراى اتباع و پيروانى شده و تبديل به جريانات و نظامهايى شد كه بيشتر آنها با اصول روشن عقايد اسلامى منافات داشت. اين جريانات بدعتهاى بى شمارى گذاشتند كه همه مخالف با متن قرآن كريم و سنّت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله بود، در اين دوران افكارى از قبيل: جبر، تفويض و ارجاء در ميان جامعه نشر يافت. همچنانكه افكار تجسيم و تشبيه خداوند متعال به خلق در ميان جامعه زياد گرديد و باب شكّ و شبهه درباره عقايد ثابت اسلامى بازشد. در اين دوره در رابطه با ماهيّت خداوند متعال و ذات اقدس الهى گفتوگوى بسيارى در گرفت. همچنين جريانات غلوّ تنوّع بسيارى يافت. تا آنجا كه كسانى گمان كردند كه ذات مقدّس خداوند متعال در گروهى از افراد صالح حلول كرده است. يا گروهى به تناسخ قائل شدند و گروهى نيز راه كفر و الحاد و زندقه در