پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٨ - انحراف اخلاقى
سؤالش اين بود كه با چند زن ازدواج كرده و چند كنيز دارد؟![١].
آوردهاند كه ابو حازم اعرج در پاسخ سؤال سليمان بن عبد الملك كه از وى پرسيد: چرا ما مرگ را ناپسند مىداريم؟، اينگونه وضعيّت اجتماعى و اخلاقى جامعه آن روزگار را بيان نموده است: شما بدينجهت از مرگ واهمه داريد كه دنياى خود را آباد نموده و آخرت خود را ويرانه ساختهايد. به همين دليل است كه انتقال از جاىآباد به مكانى ويران و خراب را ناخوش مىداريد[٢].
سليمان بن عبد الملك بين كنيزكان آوازهخوان مسابقه مىگذاشت و به برندگان جايزههاى گرانبها اعطا مىنمود[٣].
همچنين در دوران او تعداد مردان داراى انحراف جنسى!! نيز رو به افزايش نهاد[٤]. يزيد بن عبد الملك نيز بسيار به نوشيدن شراب و لهوولعب رو آورده بود[٥]، وى در ايّام خلافت خود به مدّت يك هفته از خوردن شراب توبه كرد، امّا دوباره به اين عمل زشت برگشت. چراكه كنيزى به نام «حبّابه» وى را بدينكار وادار نمود[٦].
يزيد بن عبد الملك همواره مىگفت: اين خلافت كه به من رسيده است اصلا مايه دلخوشى من نيست تا روزى كه بتوانم «سلامه» و «حبّابه» (نام دو كنيز) را بخرم. پس كسانى را فرستاد تا اين دو كنيز را براى او خريدند[٧].
بدينسان وقتى كه لهوولعب و هرزه درآيى از مهمترين مسائل و بالاترين همّ و غمّ حاكمان دولت گرديد، انحراف جامعه به اوج رسيد.
البتّه اين مسأله كه امّت بواسطه انحراف حاكمان و واليان به انحراف كشيده
[١] . البدايه و النهايه ٩/ ١٦٥.
[٢] . مروج الذّهب ٣/ ١٧٧.
[٣] . اغانى ١/ ٣١٧.
[٤] . اغانى ٤/ ٢٧٢.
[٥] . مروج الذّهب ٣/ ١٩٦.
[٦] . اغانى ١٥/ ٢٩٥.
[٧] . اغانى ٨/ ٣٤٦.