پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٧ - مراحل حركت مبارزاتى ائمه طاهرين عليهم السلام
پس از ايمنسازى مجموعه صالح و ترسيم مفصل خطمشى عقيدتى، اخلاقى و سياسى، در مرحله دوم مبارزاتى، طبيعتا براى خلفا معلوم شده بود كه قدرت رهبرى اهل بيت عليهم السّلام بهجايى رسيده است كه ديگر آماده به دست گرفتن حكومت و بازگرداندن جامعه اسلامى به جايگاه حقيقى آن مىباشد و اين مطلب موجب عكس العمل و موضعگيرى خلفا در برابر ائمه عليهم السّلام شده بود.
موضعگيرى ائمه عليهم السّلام نيز در قبال خلفا نيز به نوع موضعگيرى خلفا در برابر آنان بستگى داشته و با تغيير موضعگيرى خلفا مواضع ائمه عليهم السّلام نيز در قبال آنها تغيير مىكرد.
چون ائمه عليهم السّلام احتمال مىدادند كه پس از آشكار شدن نادرستى و دروغ خلفا براى مردم و آگاهى خلفا از جايگاه مردمى ائمه عليهم السّلام كه براى امت اسلام به مثابه تجسم عينى يك حكومت شرعى واقعى بهشمار مىآمدند، به اضافه رويارويى دائم ائمه عليهم السّلام با آنان ديگر خلفا به آنان اجازه باقى ماندن در متن جامعه و فعاليت آزادانه را نخواهند داد، بيشترين اهتمام ائمه عليهم السّلام درباره مجموعه صالحى بود كه خود آنان را تربيت كرده و خطمشى مبارزه را به آنان آموخته بودند آن بزرگواران بيشترين تأكيد را بر ايمنى بخشى و خودكفا كردن اين جماعت داشتند تا بتوانند به دور از رهبر نيز فعاليت خود را حفظ كنند.
از اينجا است كه پديده تربيت فقيهان و ارجاع دادن مردم به آنها نمود پيدا مىكند تا فقها براى زمان غيبتى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله وعده آن را داده و پايان آن را جز خدا نمىداند براى حلوفصل مشكلات و امور جامعه آزموده شوند.
بدينترتيب ائمه عليهم السّلام توانستند ضمن يك برنامهريزى درازمدت از پيشرفت انحراف رو به تزايد حكومت و رهبرى اسلامى كه مىرفت تا به جدايى امت از اسلام اصيل و در نتيجه محو و نابودى كامل شريعت و رسالت