پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٣ - ١ دعوت به امر به معروف و نهى از منكر
در آنها مفاهيم نظرى و كلامى تبديل به احساس، عاطفه، كارها، حركات و روابط خارجى مىشود تا امّت و دولت به آن درجه برسند كه زندگى مسئولانهاى در پيش گيرند. مراد از مسئوليت همان حمل امانت الهى و جانشينى خداوند متعال در زمين است.
از همينجا است كه مىبينيم امام باقر عليه السّلام بر اين فريضه الهى تأكيد فراوانى كرده و آن را دربردارنده همه لوازم آسايش و رفاه زندگى انسانى دانسته است.
آن حضرت در اين رابطه فرمودهاند:
امر به معروف و نهى از منكر راه انبيا و روش صالحان است، اين فريضه بزرگى است كه همه واجبات ديگر بهوسيله آن برپا داشته مىشود. بهوسيله اين دو واجب بزرگ است كه راهها امن، درآمدها حلال و ظلم و ستم برطرف مىشود؛ زمين آباد شده از دشمنان انتقام گرفته شده و كارها راست مىآيد. پس اگر منكرى را ديديد در دل آن را انكار كرده و انكار خود را با زبان بيان داريد و با دستان خود به پيشانى آنان بزنيد و در راه خدا از سرزنش هيچ سرزنشكنندهاى نهراسيد[١].
آن حضرت همچنين همگان را از فرجام شوم شانه خالى كردن از مسئوليت و سازش با منحرفان چه از طايفه حكّام بوده يا از ساير افراد باشند برحذر داشته و فرمودهاند:
خداوند متعال به شعيب پيامبر عليه السّلام وحى كرد كه من صد هزار نفر از قوم تو را هلاك خواهم كرد كه چهل هزار نفر از آنها از بدان و شصت هزار نفر از خوبان قوم تو مىباشند، حضرت شعيب عليه السّلام به خداوند عرض كرد: خداوندا، تكليف بدان روشن است، امّا چرا خوبان را عذاب مىكنى؟
[١] . تهذيب الاحكام ٦/ ١٨٠.