پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٥ - امام باقر عليه السلام و عالم مسيحى
از دانشمندان امّت نيستى؟!
گفتم: من فقط گفتم كه از نادانها نيستم. عالم مسيحى گفت: به خدا قسم كه مسألهاى از تو مىپرسم كه از جواب آن درمانى.
گفتم: آنچه دارى روكن. مرد گفت: مرا از دو مرد خبر ده كه در يك ساعت به دنيا آمدند و در يك ساعت مردند. امّا يكى از آنها صد و پنجاه سال عمر كرد و ديگرى پنجاه سال.
گفتم: اين دو مرد «عزير» و «عزرة» بودند، آنها در يك روز به دنيا آمدند. امّا چون به سنّ مردى رسيدند روزى عزير سوار بر درازگوش به روستايى وارد شد كه ويران شده بود، «عزير» با خود گفت: خداوند چگونه اين روستا و ساكنان آن را پس از اين ويرانى و مرگ دوباره زنده خواهد كرد، عزير از كسانى بود كه خداوند وى را به نبوّت برگزيده و او را هدايت كرده بود. به همين خاطر بود كه چون اين فكر از مغز او گذشت خداوند متعال بر وى خشم گرفت و او را صد سال ميرانيد و پس از صد سال زندهاش كرد. سپس به او گفته شد: چه مدّت خوابيده بودى؟ او گفت: يك روز يا كمتر از يك روز. امّا برادر ديگر صد و پنجاه سال عمر كرد و خداوند او و برادرش را در يك روز از دنيا برد.
دانشمند مسيحى بر سر اصحاب و ياران خود فرياد كشيد كه: به خداوند سوگند ديگر با شما صحبت نمىكنم و تا دوازده ماه روى مرا نخواهيد ديد[١]، عالم مسيحى گمان كرده بود كه يارانش عمدا امام محمّد باقر عليه السّلام را در مجلس او آوردهاند تا وى را مفتضح و رسوا كنند، امام ابو جعفر محمّد باقر عليه السّلام از جاى برخاست. امّا تمام محلّههاى شام شروع به صحبت از بسيارى فضيلت و قدرت علمى امام باقر عليه السّلام نمودند.
[١] . الدرّ النّظيم/ ١٩٠، دلائل الامامه/ ١٠٦.