پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٣ - انحراف سياسى
شورايى در آن وجود نداشت؛ اگر هم گاه با كسانى مشورت مىكردند آنان نيز از افراد منحرف و فاسقى بودند كه از دارودسته خودشان بودند. آنان چون مىدانستند كه براى خلافت شايستگى ندارند همچون پيشينيان خود راه و روش ايجاد جوّ ترس و وحشت و دستگيرى و شكنجه را وسيله تثبيت پايههاى سلطنت خود قرار داده بودند، بهعنوان مثال هنگامى كه وليد بن عبد الملك متوجّه شد كه حكومت والى مكّه و مدينه «عمر بن عبد العزيز» براى آنان كه از ظلم ساير واليان به تنگ آمده بودند به صورت پناهگاهى درآمده و آنها به حكومت عمر بن عبد العزيز پناه مىبرند او را از حكومت عزل كرد تا بدينوسيله از آنان كه با وى سر مخالفت برمىدارند زهرچشمى بگيرد و همه راههاى سلامت را بر آنان ببندد.
سليمان بن عبد الملك نيز توسّط گروهى از مردانى كه فسق، انحراف و بدرفتارىشان شهره خاص و عام بود محاصره شده بود. آنجا كه مىبينيم مردى اعرابى پس از اينكه از سليمان بن عبد الملك امان خواست در رابطه با اطرافيان وى به او چنين گفت: اى امير مؤمنان، دور تو را مردانى گرفتهاند كه بدترين انتخاب را براى خود انجام دادهاند. كسانى كه دينشان را به دنيا فروخته و رضايت تو را به قيمت خشم پروردگارشان به دست آوردهاند. آنان در اجراى اوامر الهى از تو مىترسند، امّا در اجراى اوامر تو از خدا نمىترسند.
آنان با آخرت سر جنگ دارند امّا با دنيا از در سازش و دوستى درآمدهاند. پس در آنچه خداوند تو را امين بر آن داشته بر آنان اعتماد نكن. چراكه آنان جز ضايع كردن حقوق و خوار كردن امّت و بدرفتارى با آنان چيز ديگرى براى تو ندارند و تو مسئول جرم و جنايت آنان خواهى بود. ولى آنان درباره آنچه تو انجام بدهى هيچگونه مسئوليتى ندارند. پس دنياى آنان را با خراب كردن