پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٤ - انحراف سياسى
آخرت خود آباد نكن[١].
پسران عبد الملك بن مروان، وليد و سليمان، هردو راهوروش پدر خود را در پيش گرفتند. آنان به وصيّت او درباره قتل كسانى كه از بيعت سر باز زنند عمل كردند. در وصيّت عبد الملك آمده است: مردم را به بيعت بخوان. پس هر كس با سر خود اينچنين كرد تو با شمشيرت اينچنين كن[٢].
بسيارى از فقيهان و دانشمندان از روى ترس يا طمع يا تن در دادن به كار انجامشده بر حكومت حكّام اموى صحّه گذاشتند. آنان با اين كار همه بدعتهايى را كه آنان در رسيدن به حكومت و امر انتقال حكومت گذاشتند همچون انتخاب دو وليعهد يا بيشتر را تأييد كردند. مىبينيم سليمان بن عبد الملك براى حكومت پس از خود عمر بن عبد العزيز و پس از او يزيد بن عبد الملك را براى اينكار انتخاب كرد و بسيارى از فقيهان اين كار را تأييد كردند. تا جايى كه اين بدعت به صورت يكى از تئورىهاى به دست گرفتن حكومت مطرح گرديد[٣].
البتّه چنانكه گذشت با به حكومت رسيدن عمر بن عبد العزيز نسبتا فراغتى در سياست اموى حاصل گرديد. وى به بعضى اصلاحات دست زده و به مخالفان نسبتا آزادى داد. او بدعت ناپسند سبّ و لعن حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را لغو كرد. وى حقوق غصبشده اهل بيت عليهم السّلام را به آنان برگرداند و به خطاهاى پيشينيان خود اعتراف كرد تا جايى كه امام باقر عليه السّلام او را براى خاطر اين كارها ستودهاند[٤].
امّا حكومت عمر بن عبد العزيز دوام چندانى نداشت و با مرگ او وضعيّت
[١] . الكامل فى التاريخ ٣/ ١٧٨.
[٢] . البدايه و النهايه ٩/ ١٦١.
[٣] . ماوردى، الاحكام السّلطانيه/ ١٣.
[٤] . الكامل فى التّاريخ ٥/ ٦٢.