پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٦ - بخش سوم حضرت امام باقر عليه السلام در سايهسار جد و پدر
يزيد در شهر شام چنين گفت كه:
«يا يزيد! و محمد هذا جدي أم جدّك؟ فإن زعمت أنه جدّك فقد كذبت و كفرت، و إن زعمت أنه جدّي فلم قتلت عترته؟!!»؛
اى يزيد، اين محمّد آيا جدّ من است يا جدّ تو؟ اگر گمان كردهاى كه او جدّ تو است بدانكه دروغ گفته و كافر شدهاى، و اگر گمان دارى كه او جدّ من است، چرا عترت و خاندانش را كشتهاى؟!![١].
٢. امام باقر عليه السّلام همچنين در سال ٦٣ هجرى شاهد واقعه حرّه بود. آن حضرت در سنّ ٦ سالگى شاهد بود كه چگونه اهل مدينه بر حكومت يزيد شوريده، انقلاب كردند، و همچنين شاهد بود كه چگونه بزرگان و فقيهان مدينه بيعت يزيد فاسق و فاجر را شكستند[٢]. آن حضرت در همان سنّ خردسالى مدينه جدّش را ديد كه در زير گام ستوران سپاه يزيد بن معاويه افتاد و او سه روز اين شهر مقدّس را بر سپاهيان خود مباح كرد تا براساس رسوم جاهلى آن را غارت كرده، اهلش را به قتل رسانده و متعرّض اعراض و نواميس آنها شوند[٣].
٣. از ديگر حوادث و پديدههايى كه امام باقر عليه السّلام در اين عصر و زمان با آن روبرو بود انحرافات فكرى بود كه امويان براى پيشرفت سلطه و حكومت خود در جامعه رواج مىدادند. مانند عقايد باطلى چون جبر، تفويض و ارجاء.
چرا كه اين مفاهيم امّت را در برابر حاكمان ستمگر وادار به تسليم كرده و طغيان و سرپيچى آنان را از دستورات خدا و رسول، توجيه مىنمود.
٤. از ديگر پديدههاى دوره زندگى امام محمّد باقر عليه السّلام در سايه پدر
[١] . الفتوح ٥/ ١٥٣.
[٢] . تاريخ الخميس ٢/ ٣٠٠.
[٣] . الكامل فى التّاريخ ٤/ ١١٣.