پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣ - صبر و بردبارى
تاريخنويسان موارد بسيارى از صبر و بردبارى عظيم آن امام همام ذكر كردهاند.
از آن جمله است:
١. مردى از اهل كتاب (مسيحى يا يهودى) به امام باقر عليه السّلام حمله آورده، آن حضرت را مورد توهين قرار داده، با كلامى تلخ به آن حضرت گفت:
«أنت بقر!؛ تو بقر هستى!» (كلمه «بقر» كه از نظر لفظى به كلمه «باقر» شبيه است بهمعناى گاو مىباشد).
امام عليه السّلام با ملاطفت و چهرهاى خندان با جوانمردى كامل رو به او كرده فرمود:
«نه، من باقر هستم».
مرد كتابى، حيا نكرده و باز به آن حضرت خطاب كرد و گفت:
«تو فرزند زن آشپز هستى!»
امام عليه السّلام با تبسّمى مليح نهتنها از حرف او ناراحت نشده بلكه به او فرمودند:
«اين شغل و حرفه او بوده است».
امّا مرد كتابى باز دست از گمراهى و لجاجت برنداشته و آن حضرت را اينگونه مورد خطاب قرار داد كه:
«تو فرزند زنى سياه و زنگى و هرزه بودهاى!»
امام باقر عليه السّلام از سخن او در غضب نشدند. بلكه با ملاطفت تمام به او پاسخ دادند:
اگر تو راست مىگويى خدا آن زن را ببخشد، و اگر تو دروغ مىگويى خدا تو را ببخشد.
مرد كتابى از اخلاق امام باقر عليه السّلام مبهوت شد. وى با ديدن چنين اخلاقى كه شبيه اخلاق پيامبران است شيفته و فريفته امام باقر عليه السّلام گرديد و در همان