پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٩ - ٢ ازلى بودن واجب الوجود
نشود، هرچه بماند پير نشود، او از چيزى نمىترسد بلكه تمام چيزها از ترس او قالب تهى مىكنند، زنده است اما نه زندگى كه از عدم بهوجود آمده باشد و بوده است اما نه بودنى كه به وصف درآيد [يعنى صفت زايد بر ذات باشد يا موصوف به زمان و مكان باشد] و چگونگى آن محدود نيست مكانى كه در آن بايستد يا در جوار چيز ديگرى قرار گيرد ندارد بلكه زندهايست شناخته شده و پادشاهى است كه همواره داراى قدرت و پادشاهى است هرچه را خواسته به مجرد خواستن [بدون هيچ وسيله، ديدن، ماده يا حركتى] پديد آورد.
نه محدود است و نه داراى اجزا و هرگز زوال نپذيرد و فانى نگردد او بدون كيفيت سرآغاز هستى است (چون جز ذات مقدس خداوند متعال هرچيزىكه سرآغاز چيز ديگرى باشد از همين آغاز شدن برايش كيفيتى حاصل مىشود)، و پايان هستى است بدون اينكه مكانى داشته باشد (چون هرچيز كه در رتبه پايان قرار گيرد با آن چيز نسبت تأخّر دارد جز خداوند متعال كه اوّليّت و آخريّتش عين ذات او است)، جز ذات او همهچيز نابود است، آفرينش و فرمان به دست او است، تبارك اللّه ربّ العالمين.
واى بر تو اى سؤالكننده، تصورات پروردگار مرا فرانگيرند و شبهات در ساحت او فرود نيايند و هرگز در امرى متحير و سرگردان نشود، چيزى به نزديكى او نرسد و حوادث و روىدادها بر او واقع نگردند (چون او مافوق زمان و روىدادهاى زمانى است) هرگز درباره چيزى مورد سؤال واقع نمىگردد و از انجام كارى پشيمان نمىشود، چرت و خواب او را فرا نمىگيرد و هرچه در آسمانها و زمين و ميان آنها و زير خاك است از آن او است[١].
[١] . اصول كافى ١/ ٨٨- ٨٩، خوانندگان محترم توجه دارند كه اين روايت شريف متضمن اصطلاحات-- فلسفى است و چون در اين كتاب تنها ترجمه آن در نظر بوده است از شرح و بسط مطالب خوددارى شده و كسانى كه مايل به تحقيق بيشتر باشند بايد به كتابهايى كه در شرح اصول كافى نوشته شده است مراجعه نمايند.