پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٢ - دستگيرى امام باقر عليه السلام، بردن آن حضرت به دمشق و زندانى كردن ايشان
نيز اين اسرار را فقط به پيامبر خود آموخت. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به علىّ بن ابى طالب عليه السّلام دانشهايى آموخت كه به هيچيك از قوم خود آن دانشها را نداده است و اين دانشها و كمالات به ميراث به ما (اهل بيت) رسيده و به ساير افراد فاميل و بستگان ما از قريش نرسيده است.
هشام كه جانش از اين جواب آتش گرفته بود نگاهى خشمگينانه به امام باقر عليه السّلام انداخت و خطاب به آن حضرت اينچنين گفت: على همواره ادّعا داشت كه به علم غيب آگاهى دارد. امّا خداوند كسى را بر علم غيب خود مطّلع نكرده است. پس چگونه و از كجا على چنين ادّعايى داشته است؟
امام باقر عليه السّلام در پاسخ هشام فرمودند: «خداوند متعال بر پيامبر خود كتابى نازل كرده است كه در ميان دو جلد آن آنچه واقعشده و تا روز قيامت واقع خواهد شد آمده است.
در قرآن مجيد مىخوانيم: وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ؛ و اين كتاب را كه روشنگر هرچيزى است بر تو نازل كرديم و وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ؛ و هر چيزى را در كارنامهاى روشن برشمردهايم و ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ؛ ما هيچ چيزى را در كتاب [لوح محفوظ] فروگذار نكردهايم و وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ؛ و هيچ پنهانى در آسمان و زمين نيست، مگر اينكه در كتابى روشن [درج] است و خداوند به پيامبر خود وحى كرده است كه در ظرف اسرار و دانش پنهانش هيچ چيزى را باقى نگذارد مگر اينكه آن را در گوش على نجوا كند. پس پيامبر صلّى اللّه عليه و اله علىّ بن ابى طالب را دستور داد تا پس از مرگش قرآن را جمعآورى كند و تنها او- و نه كس ديگرى از قوم و قبيله پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله- متولّى غسل و كفن و دفن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله گردد، آن حضرت به اصحاب خود فرمودند: بر اصحاب و قوم من غير از برادرم علىّ عليه السّلام حرام است كه به عورت من نگاه كنند. امّا على عليه السّلام از من است و من از او هستم. براى اوست آنچه براى من است و بر اوست آنچه بر من است. او كسى است كه دين مرا ادا مىكند و وعدههاى مرا به ثمر مىنشاند، سپس به اصحاب خود فرمود: علىّ بن ابى طالب بر تأويل قرآن جنگ خواهد كرد همچنانكه من بر