پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٢ - انحراف سياسى
گزيدن از زندگى دنيوى و جدايى دين از سياست همه و همه در اين دوران رشد و نموّ چشمگيرى داشته است.
دستگاه حكومت بسيارى از مردم را وادار به بحث و جدل درباره مسائل عقلى صرفى كه هيچگونه فايدهاى براى امّت نداشت مىكردند. آنان همگان را به برپا كردن مجالس مناظره و جدل در رابطه با بحث درباره ذات خداوند متعال يا بحث درباره ملائكه و يا بحث درباره اينكه آيا قرآن قديم است يا حادث، كه هيچ فايدهاى نداشت تشويق و ترغيب مىنمودند.
اينچنين بود كه دستگاه حكومت اموى نقش بزرگى در بهوجود آوردن مذاهب انحرافى و تشويق مردم به آن سمت داشت. خصوصا بعضى از مذاهب- چون كيسانيه- كه رنگ و لعاب انتساب به اهل بيت عليهم السّلام را نيز داشتند. تا از اين طريق بتوانند در ميان صفوف پيروان اهل بيت عليهم السّلام تفرقه ايجاد كنند. چرا كه مىدانستند پيروان اهل بيت تنها كسانى هستند كه واقعا با سياست منحرف آنان مبارزه مىكنند.
انحراف سياسى
حكّام اموى نيز سياست حاكمان پيش از خود را در پيش گرفتند كه همان سياست تبديل خلافت پيغمبر بهپادشاهى موروثى بود؛ حكومتى كه پسران، آن را از پدران به ارث مىبردند بدون اينكه در تصدّى پست حكومت جامعه اسلامى به معيارهايى همچون دانش و يا تقوا اهميّت داده شود. آنان همچنين پس از به دست گرفتن حكومت همه پستهاى مهمّ و حسّاس دولتى را به فرزندان و خويشاوندان و كسانى كه بيشترين تملّق و چاپلوسى را در نزد آنان داشتند واگذار مىكردهاند. چنين حكومتى كاملا مستبدّ بوده، هيچگونه