پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٩ - دستگيرى امام باقر عليه السلام، بردن آن حضرت به دمشق و زندانى كردن ايشان
مسلمة بن عبد الملك به نزد برادرش هشام رفته و آنچه را كه از امام صادق عليه السّلام شنيده بود براى او نقل نمود. هشام اين مطلب را در دل خود نگاه داشت و تا زمانى كه در سرزمين حجاز بود متعرّض اين دو امام بزرگوار نگرديد. امّا هنگامى كه به دمشق مراجعت كرد به حاكم يثرب نامهاى نوشت و در آن نامه دستور داد تا امام باقر و امام صادق عليهما السّلام را به نزد او بفرستد. هنگامى كه اين دو امام بزرگوار به دمشق رسيدند، هشام سه روز تمام از پذيرفتن و بار دادن به آنها خوددارى نمود و آنها را بيرون قصر نگاه داشت. وى با اينكار قصد داشت تا به اين دو امام بزرگوار توهين كرده و مقام آنها را پايين بياورد.
وى عاقبت در روز چهارم به امام صادق و امام باقر عليهما السّلام اجازه ورود داده و با آنها ديدار كرد. در آنروز مجلس او آكنده از امويان و ساير درباريان بود. در آن مجلس نديمان هشام هدفى نصب كرده و پيران بنىاميّه با كمان، به سمت آن هدف تير مىانداختند.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «هنگامى كه ما وارد قصر منصور شديم، پدرم از پيش و من به دنبال او مىرفتم. هشام گفت:
اى محمّد، به همراه پيران قوم و عشيره خود تير بينداز.
پدرم گفت: «من ديگر براى تيراندازى پير شدهام. كاش مرا از اين كار معاف مىداشتى».
هشام فرياد زد: به حق آنكه ما را به دين خود عزّت بخشيد و به حقّ پيامبرش محمّد تو را از اين كار معاف نمىدارم.
اين طاغوت گمان كرده بود كه امام عليه السّلام در تيراندازى دچار اشكال مىشود و اين وسيلهاى براى پايين آوردن شأن و مقام آن حضرت در مقابل غوغائيان اهل شام مىشود. لذا بود كه به يكى از پيران بنى اميّه اشاره كرد تا كمان خود را به امام باقر عليه السّلام بدهد. وى كمان خود را به همراه تيرى به امام باقر عليه السّلام داد. آن