پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٦ - صبر امام باقر عليه السلام
زبان جارى كنند نداشتند. آن حضرت راه صبر پيشه كرده و خشم خود را فرو مىخوردند و امر اين ستمگران را به خداوندى واگذار مىكردند كه در روز قيامت به حقّ در ميان بندگان خود قضاوت خواهد كرد.
٢. از ديگر مصيبتهايى كه امام باقر عليه السّلام با آن روبرو بوده و بر آن صبر مىكردند، فشار شديدى بود كه به شيعيان اهل بيت عليهم السّلام وارد مىگرديد.
مزدوران سلطنت اموى شيعيان را حتّى در زير سنگ هم تعقيب و جستوجو مىكرده و آنان را به دست جلّادان حكومت اموى مىسپردند. در همين حال حضرت امام باقر عليه السّلام قدرت هيچگونه فعّاليت و حركتى نداشت. چرا كه حكومت اموى بر آن حضرت مراقبتهاى شديدى روا داشته، هرگونه خواستهاى كه آن حضرت در ارتباط با شيعيان خود داشته است به كلّى ردّ مىنموده است.
٣. تاريخنويسان بهعنوان نمونهاى از صبر و بردبارى عظيم امام باقر عليه السّلام اين داستان را نقل كردهاند:
آن حضرت روزى با اصحاب خود در جلسه درس نشسته بود. ناگهان از خانه آن حضرت صداى فرياد بلندى شنيده شد. يكى از غلامان امام باقر عليه السّلام نزد آن حضرت آمد و مطلبى را خصوصى به آن حضرت عرض كرد. امام باقر عليه السّلام در پاسخ او فرمودند:
شكر خداوند را بر آنچه به ما داد. و هرآنچه از ما گرفت در حقيقت از آن خود او بود.
زنان را از گريه بازدار و او را تجهيز و كفن نماييد. از خداوند براى خود طلب آرامش كنيد. به مادر طفل نيز بگوييد كه تو در اين ماجرا هيچ گناهى ندارى و بهخاطر ترس و وحشت و درد و ناراحتى كه از اين واقعه بر تو وارد آمد تو را در راه خدا آزاد كردم.
پس از اين موضوع امام باقر عليه السّلام به دنباله سخنان خود پرداخت.