پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٧ - صبر امام باقر عليه السلام
حاضران از هيبت آن حضرت جرأت سؤال كردن از چگونگى جريان را پيدا نكردند. سپس بارديگر آن غلام برگشت و به امام باقر عليه السّلام عرض كرد كه: ما كار تكفين او را به پايان رساندهايم. در اين هنگام امام باقر عليه السّلام دستور فرمود تا به همراه آن حضرت براى نماز بر جنازه فرزند آن حضرت و دفن او به پاخيزند و به ياران خود خبر داد و به آنها فرمود: «اين كودك از كنيزى كه به او حامله بود سقط شد و از دنيا رفت»[١].
٤. همچنين روايت كردهاند كه امام باقر عليه السّلام پسرى داشت كه بسيار در نزد آن حضرت محبوب بود و آن حضرت وى را بسيار دوست مىداشت. از قضا آن فرزند به بيمارى مبتلا گرديد و ياران امام باقر عليه السّلام چون مىدانستند كه آن حضرت چه اندازه به اين فرزند علاقهمند است، بر جان آن حضرت و سلامتىاش بيمناك گرديدند. امّا ديدند هنگامى كه آن طفل از دنيا رفت امام آرام گرفته و صبر پيشه كردند، ياران به آن حضرت عرضه داشتند: اى فرزند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله علاقه شما به اين طفل و بىتابى شما در بيمارى او به حدّى بود كه ما بر سلامتى شما بيمناك شديم. امّا اكنون كه او از دنيا رفته است مىبينيم كه شما آرامش يافته و صبر پيشه نمودهايد، امام باقر عليه السّلام با دلى مالامال از آرامش، طمأنينه و رضايت به قضاى الهى در پاسخ آنان فرمودند: «ما براى دست يافتن به آنچه مىپسنديم خدا را مىخوانيم، امّا اگر آنچه ما نمىپسنديم واقع گرديد يقين مىكنيم كه اين امر مورد پسند خداوند بوده، لذا با كارى كه مورد پسند و رضايت خداوند است مخالفتى روا نمىداريم»[٢].
امام باقر عليه السّلام در برابر گزش حوادث سوزناك دنيا خود را با سلاح صبر و
[١] . عيون الاخبار و فنون الآثار/ ٢١٨.
[٢] . تاريخ دمشق ٥١/ ٥٢؛ عيون الاخبار/ ٥٧.