پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٦ - ٣ ايجاد توازن در رابطه با حاكمان
برقرار مىكرد، رفتهرفته به يكى از دشمنان اين گروه تبديل مىشد.
به همين دليل بود كه امام باقر عليه السّلام دستور به قطع ارتباط همه افراد گروه با هيئت حاكم ستمگر دادند[١]، و براى تأكيد بيشتر بر داخل نشدن افراد گروه صالح در دستگاه ستمگر و فعاليتهاى آن همكارى با آنان را نشانه بر ناپسند داشتن بهشت توسّط آن همكارىكننده دانستهاند.
از عقبة بن بشير اسدى روايت شده است كه گفت: بر امام باقر عليه السّلام داخل شدم و به آن حضرت عرضه داشتم: من در ميان قوم خود از جايگاه اجتماعى بالايى برخوردار هستم. قبيله من نمايندهاى در نزد حكومت داشتند و او از دنيا رفته است. حال قبيلهام قصد دارند تا مرا بهعنوان نماينده به نزد دستگاه حكومت بفرستند. نظر شما در اينباره چيست؟
امام باقر عليه السّلام در پاسخ او فرمودند:
اگر رفتن به بهشت خداوند را ناپسند مىدارى و از آن متنفّر هستى، خود را به قوم خود معرّفى كن تا تو را به نزد حكومت بفرستند، آنگاه حاكمى ستمگر مردى مسلمان را بگيرد و خون او را بريزد و تو در خون او با آنان شريك باشى. تازه، ممكن است كه از دنياى آنها هم چيزى به تو نرسد[٢].
به رغم دستوراتى كه امام باقر عليه السّلام در قطع همكارى با حاكمان ستمگر دادهاند، در بعضى از موارد نيز براى مراعات مصلحت والاى اسلام، اين همكارى را جايز شمردهاند. آن حضرت فروختن اسلحه و يا بردن اسلحه براى پيروان حكومت جائر را با هدف همكارى در مقابله با دشمنان نظام اسلامى (كفار) جايز دانستهاند[٣]، آن حضرت از اين كار هدف ديگرى هم
[١] . كفاية الاثر/ ٢٥١.
[٢] . رجال كشّى/ ٢٠٤.
[٣] . كافى ٥/ ١١٢.