پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٢ - ١ تقيه
بدينوسيله از دشمنى و اذيّت و اخلال آنها در روند اصلاح جامعه جلوگيرى شود.
بنابراين تقيّه جايگاهى متوازن و حدّ وسط بين دو حالت ناپسند است. يكى مطرود شدن از جامعه و دور شدن از ميدان اصلاحگرى، و دوّم حالت رودررويى درگيرى مستقيم. چراكه در بسيارى از موارد عدم پاىبندى به اصل تقيّه منجرّ به يكى از اين دو حالت خواهد شد و در هردو صورت، انسان مؤمن به اهدافى كه در زندگى اجتماعى خود دارد نخواهد رسيد، و گاه مىشود كه عدم پاىبندى به اين اصل منجرّ به متوقّف شدن عمليّات اصلاحى يا عقبنشينى و در نهايت دست برداشتن از طى راه مستقيم يا انحراف از آن مىگردد.
مطرود شدن و ترك جامعه در بعضى از موارد منجرّ به افتادن در دامهاى غلوّ و گرايش به فرقه باطنى مىشود همچنانكه براى حركت اسماعيليّه چنين مسألهاى روى داد.
و امّا رودررويى مستقيم با دستگاه حاكم منجرّ به ضعيف شدن در برابر شيوههاى خشونتبار يا مكارانه و گمراهكننده حكومت خواهد گرديد. در صورتى كه گروه صالح براى فرورفتن در گرداب جنگ و مواجهه مستقيم با حكومت آماده نشده بود.
امام باقر عليه السّلام توانست با تأكيد بر اصل تقيّه، امنيّت گروه ياران صالح خود را فراهم نمايد. آنجا كه توانست پايگاه مردمى اين گروه را گسترش داده و گروه را با اضافه كردن افراد و كادرهاى جديد تقويت نمايد. همچنين دانش اهل بيت عليهم السّلام را در جامعه انتشار داده و باعث شيوع فضيلت و مكارم اخلاق در جامعه شود، بدون اينكه به حكّام براى ترور، دستگيرى و يا جلوگيرى از