پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٠ - بخش دوم رويدادهاى مهم عصر امام باقر عليه السلام
كه با تو بودم. يا گفتهاند كه گفت: امروز روز فراق و جدايى ميان من و تو است[١].
عبد الملك بن مروان داراى صفات و ويژگىهاى نفسانى پست و منحطّى بود و مىتوان از ميان صفات منحطّ او به اين صفات اشاره نمود:
١. طغيان و ستمگرى: منصور گويد: عبد الملك بسيار ستمگر بود. او هيچ اعتنايى بهخوبى يا بدى كارى كه انجام مىداد نداشت[٢]. وى بسيار خونريز بوده، بويى از رحمت و عدالت نبرده بود. خودش در خطبهاى كه پس از كشته شدن ابن زبير ايراد كرد گفته است: از اين پس هيچكس مرا به پرهيزگارى و تقواى الهى امر نمىكند مگر اينكه گردنش را خواهم زد[٣] و عبد الملك اوّلين خليفهاى بود كه همگان را از سخن گفتن در محضر خلفا و نصيحت آنان منع كرد[٤].
٢. پيمانشكنى و خيانت: عبد الملك بن مروان بسيار پيمانشكن و خيانتكار بود. وى به عمرو بن سعيد اشدق امان داد و به او وعده داد كه پس از خود خلافت را به او خواهد سپرد. امّا با وى مكر كرده و او را كشت و سرش را براى اصحابش فرستاد[٥]. و حتّى مراعات پيوند نسب و خانوادگى كه ميان او و عمرو بن سعيد بود را نيز نكرد.
عبد الملك بن مروان از عمرو بن سعيد اشدق مىترسيد، چراكه اگر او زنده مىماند براى از بين بردن حكومت بنى مروان برنامهريزى مىكرد. امّا عبد الملك پيشدستى كرده و او را به قتل رساند. امّا خداوند نيز از عبد الملك
[١] . تاريخ ابن كثير ٨/ ٢٦٠.
[٢] . مقريزى، النّزاع و التّخاصم/ ٨.
[٣] . سيوطى، تاريخ الخلفا/ ٢١٩.
[٤] . همان/ ٢١٨.
[٥] . تاريخ يعقوبى ٢/ ١٩٠، چاپ اوّل، بيروت، انتشارات اعلمى، ١٤٣٤ هجرى.