پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٣ - ٢ كتمان اسرار
فعّاليتهاى عمومى خود در عرصه تدريس و ديدار با مردم و شيعيان فرصتى بدهد.
حدّومرز تقيّه گاه به مسائلى خاصّ نيز كشيده مىشود، تا آنجا كه شخص مجبور به تظاهر به ديوانگى شده تا بتواند جان خود را حفظ نموده و جماعتى را كه به آن وابسته است از خطر نفوذ و آزار دشمن حفظ نمايد. البتّه اين حالت بسيار نادر است و بهعنوان نمونهاى از آن مىتوان به دستور امام باقر عليه السّلام به جابر بن يزيد جعفى اشاره نمود. امام باقر عليه السّلام به جابر نامهاى نوشت و در آن اين دستور را به جابر داد. پس از رسيدن نامه امام، هنگامى كه جابر بن يزيد جعفى به شهر كوفه داخل شد، هيچگاه در حال خوشحالى و خنده ديده نشد و به ديوانگى تظاهر نمود. پس از چند روز از رسيدن نامه امام باقر عليه السّلام به جابر بن يزيد جعفى، نامهاى از هشام بن عبد الملك به حاكم كوفه رسيد كه در آن دستور قتل جابر بن يزيد جعفى آمده بود. امّا هنگامى كه والى قصد جان او را كرد، وى را در حالت جنون و ديوانگى ديد. بنابراين قتل او را ترك نمود و از وى درگذشت[١].
٢. كتمان اسرار
شرايطى كه امام باقر عليه السّلام و گروه ياران آن حضرت را احاطه كرده بود، آنان را وادار به كتمان اسرار ساخته بود، تا جايى كه امام باقر عليه السّلام فرموده است: اسرار ما را مخفى داريد و مردم را بر گردنهاى ما سوار نكنيد [ما را به كشتن ندهيد][٢].
اين نكته باتوجّه به اينكه گروه صالحان بهوسيله گروهها، جريانها و
[١] . بحار الانوار ٤٦/ ٢٨٣.
[٢] . بحار الانوار ٧١/ ٢٢٥.