پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٠ - ١ تقيه
آنها انجاموظيفه نمايد.
اين نظام امنيّتى داراى نشانهها و ويژگىهاى خاصّ خود بوده كه مىتوان آن را در چند نقطه ذيل بررّسى نمود:
١. تقيّه
تقيّه به جهت آثار مثبتى كه در خطّ سير گروه صالحان داشته و حركت آنها را به سوى اصلاح جامعه آسان نموده و از فشار و جلوگيرى حكومت نسبت به آنان مىكاست مورد تأييد شريعت اسلام قرار گرفته است.
تقيّه موارد بسيارى دارد كه بسته به شرايطى كه فرد و يا گروه صالح را احاطه كرده از نظر قوّت و ضعف، يا از نظر موضعگيرى حاكم و يا دستگاههاى حكومتى نسبت به شخص امام عليه السّلام يا گروه پيروان متغير مىباشد.
در عمل به تقيّه قاعده اساسى قول امام باقر عليه السّلام است كه فرمود: «التقيّة في كل ضرورة»؛ تقيّه در هر ضرورتى واجب مىشود[١].
پس آنچه كه حدود بهرهجوئى از تقيّه و عمل به آن را از نظر وجوب يا استجباب و از حيث تعداد دفعات عمل به آن روشن مىنمايد، ضرورت است.
و از آنجا كه هدف از تقيّه نگهدارى از ريختن خون است و از آن در حفظ جان در مواردى كه از دست دادن جان ضرورى نبوده و تأثيرى بر سير حركت اصلاح و تغيير ندارد بهكار مىرود، در جايى كه اينچنين هدفى از آن برآورده نشود و باعث حفظ خون نگردد تقيّه واجب نيست.
امام باقر عليه السّلام در اين رابطه فرمودهاند: «إنما جعلت التقيّة ليحقن بها الدماء، فإذا بلغ الدّم فلا تقيّة»؛ تقيّه بهخاطر اين وضعشده كه خونها را از ريخته شدن نگاه دارد. پس
[١] . بحار الانوار ٧٢/ ٣٩٩.