پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٧ - دستگيرى امام باقر عليه السلام، بردن آن حضرت به دمشق و زندانى كردن ايشان
سپس كمى با مردم صحبت كرده و بعد فرمودند:
آيا شما همزاد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله- يعنى امام امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام- را مسخره مىكنيد؟ آيا زبان به بدگويى سرسلسله دين خدا گشودهايد؟ پس بعد از تحقير چنين شخصيّتى به كدام راه خواهيد رفت؟! و كدام اندوه را پس از او از خود خواهيد راند؟
هيهات، به خدا سوگند كه او بهواسطه سبقت در ايمان برجستگى پيدا كرد و به واسطه خصلتهاى نيكويش سعادتمند گشته و بر نهايت سعادت دست يافت. وى بر حيلهها پيروز شد، چشمها به سوى او خيره گشت و گردنهاى گردنكشان در برابر او خاضع گرديد و در پيمودن پلّكان كمال، گوى سبقت را از ديگران ربود، پس خيال آنان را كه تصور رسيدن به مقامش را داشتند باطل كرد و آنان را از دست يافتن به آن مرتبه ناتوان ساخت و چگونه از جايى چنين دوردست يافتن براى آنان ميسّر خواهد بود؟!
سپس امام باقر عليه السّلام ادامه دادند:
چگونه مىشود رخنه فقدان كسى را ترميم نمود كه چون مسلمانان به عقد اخوّت به يكديگر مىپيوستند او برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله شد، و هنگامى كه مردم هركدام نسب خود را به يكديگر متّصل مىكردند او نسبت برادرى خونى با پيغمبر داشت و هنگامى كه به جنگ برمىخاستند همدست و همداستان او بود. كسى كه چون مسلمانان فتح و گشايشى مىيافتند همچون ذو القرنين محافظ گنجهاى آنان بود، وى كسى بود كه چون فرمان تغيير قبله صادر شد به هردو قبله نماز خوانده بود.
كسى كه هنگامى كه همه كافر بودند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله به ايمان او شهادت داده بود و هنگامى كه همه از پذيرش مسئوليت لغو پيمان با مشركان عهدشكن شانه خالى مىكردند اينبار اين مسئوليت را به دوش كشيد، كسى كه در شب محاصره چون