پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٠ - امام محمد باقر عليه السلام و عمر بن عبد العزيز
اين خاندان واگذار شده بود تثبيت كرد و بر جاى خود نگاه داشت و شكّى نيست كه اين كار هيچگونه وجه شرعى نداشته است.
ديگر اينكه عمّال و واليان عمر بن عبد العزيز كه به اقطار مختلف كشور اسلام فرستاده مىشدهاند به مردم ستم كرده و اموال مردم را از آنان به زور مىگرفتند.
حتّى هنگامى كه عمر بن عبد العزيز بالاى منبر مشغول خطبه بود مردى برخواست و سخن او را قطع كرد و اين اشعار را خطاب به او خواند: «كسانى كه در جاىجاى سرزمين اسلامى فرستادهاى دستورات تو را كنار گذاشته و حرامها را حلال مىدانند. آنها بر منبرهاى سرزمين ما پارچههاى اطلس پوشاندهاند. امّا هركدام از آنها به نحوى ظلم و ستم روا داشتهاند و همگى آنها ظالماند و همه ملّت از ستم آنها به فغان آمدهاند. تو از آنها توقّع امانتدارى و عدلوداد دارى، امّا هيهات كه فرد امانتدار مسلمانى پيدا شود[١].
از ديگر ايرادهايى كه به حكومت عمر بن عبد العزيز وارد مىشود اين است كه وى مبلغى را كه از سابق طبق رسم خلفاى اموى از بيت المال مسلمانان به اشراف پرداخت مىگرديد همچنان به قوّت خود باقى گذاشت و آن را به آنان پرداخت و در هنگام خلافت خود اين سنّت را تغيير نداد. در حالىكه اين كار با اصول اسلامى منافات داشت. اصولى كه حكم به مساوات بين مسلمانان كرده و هرگونه تمايزى را در ميان طبقات مسلمانان نفى
[١] . حياة الامام موسى بن جعفر ١/ ٣٥٠.
|
إن الذين بعثت في أقطارها |
نبذوا كتابك و استحل المحرم |
|
|
طلس الثياب على منابر أرضنا |
كل يجور و كلهم يتظلم |
|
|
و أردت أن يلي الأمانة منهم |
عدل و هيهات الأمين المسلم |
|