پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٧ - معتز ٢٥٢ - ٢٥٥ ه
از او به مقدار كمى از نقره براى اين كار استفاده مىكردند.
معتزّ در برابر تركان بسيار ضعيف و همچون بازيچهاى در دستان آنها بود. اوّلين سالى كه او به خلافت رسيد «اشناس» ترك كه واثق او را جانشين خلافت قرار داده بود از دنيا رفت و پانصد هزار دينار از خود بهجاى گذاشت.
معتزّ همه دارايىهاى او را گرفت و خلعت حكومتى را بر محمّد بن عبد اللّه بن طاهر پوشانيد و دو شمشير بر او حمايل كرد، امّا پس از چندى وى را از سمت خود بركنار كرده، خلعت حكومتى را بر برادر خود پوشانيده، تاجى از طلا و كلاهى جواهرنشان و دو كمربند جواهرنشان به او داده و دو شمشير بر او حمايل كرد. سپس در همان سال او را از اين سمت بركنار كرده، به شهر واسط تبعيد نمود. بعد از آن اين خلعت را بر اندام «بغاى شرابى» پوشانيده، تاج حكومت بر سر او نهاد، امّا او پس از يك سال بر معتزّ شوريد و در اثر اين شورش كشته شد و سرش را براى معتزّ آوردند.
در رجب اين سال معتزّ برادرش مؤيّد را از ولايتعهدى خلع نموده، او را كتك زده و در قيدوبند انداخت و پس از چند روز مؤيّد در زندان از دنيا رفت، معتزّ ترسيد كه مردم بگويند: وى برادر خود را كشت، يا برادرش را با حيلهاى سربهنيست كرد. به همين دليل بود كه قاضيان را حاضر كردند تا جنازه او را بازرسى كرده و شهادت دادند كه در بدن او اثرى از جراحت ديده نمىشود.
معتزّ در برابر تركان بسيار ضعيف بود. روزى گروهى از بزرگان ترك به نزد او رفته و گفتند:
اى امير مؤمنان، سهم ما را از بيتالمال بده تا ما با «صالح بن وصيف» جنگ كنيم. معتزّ از آنان مىترسيد، امّا از آنجا كه در بيتالمال او پولى نبود از مادر خود «قبيحه» خواست تا پولى به او بدهد و او آن پول را خرج آنان كند. امّا