پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٠ - اقدام حكومت براى ترور حضرت امام هادى عليه السلام
روى وى خندهاى كرد.
آنگاه گفت: شكر خداوندى را كه او را روسفيد كرد و نور برهانش را آشكار ساخت[١].
اين روايت به وضوح همه تمايلات قلبى متوكّل را كه در حول محور كشتن و سوزاندن حضرت امام هادى عليه السّلام دور مىزند بر ما آشكار مىكند كه در برابر آن متّهم كردن آن حضرت به زندقه يا قبول نداشتن دولت متوكّل در برابر آن چيز زيادى نيست.
البته پس از ناكام ماندن همه اين اقدامات نيز باز خاطر متوكّل آسوده نشد.
چراكه وى به هرشكل ممكن قصد به ذلّت كشاندن حضرت امام هادى عليه السّلام را داشت. به همين دليل بود كه در روز عيد فطرى در همانسال كه در آن كشته شد دستور داد تا همه افراد بدون استثنا در پاى اسب او پياده راه بروند. وى قصد داشت تا با اينكار حضرت امام هادى عليه السّلام را به پيادهروى در برابر اسبش وادارد. البته حضرت امام هادى عليه السّلام نيز مانند بقيه بنى هاشم مظلومانه پياده شد و درحالىكه بر يكى از غلامان خود تكيه كرده بود راه مىپيمود. هاشميان به آن حضرت رو آورده و گفتند: اى آقا و مولاى ما، آيا در اين عالم كسى پيدا نمىشود كه دعايش مستجاب باشد و خداوند متعال بهواسطه دعاى او ما را از توهين و تحقيرهاى اين شخص نجات دهد؟
امام هادى عليه السّلام در پاسخ آنان فرمود: در اين عالم كسى هست كه ناخن چيده او در نزد خداوند از ناقه ثمود ارزش و اعتبار بيشترى دارد. هنگامى كه قوم ثمود ناقه صالح را پى كردند كره آن شتر سر بر آسمان برداشت و نالهاى زد. در اينهنگام بود كه خداوند سبحان فرمود: سه روز در خانههايتان برخوردار شويد. اين وعدهاى بىدروغ است[٢].
[١] . الخرائج و الجرائح/ ١/ ٤١٧- ٤١٩، ح ١ ب ١١، و به نقل از آن كشف الغمة ٣/ ١٨٥.
[٢] . بحار الانوار ٥٠/ ٢٠٩.