پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٢ - خبر دادن امام هادى از مرگ واثق
سپس آن حضرت به من فرمودند: جعفر در چه حالى بود؟ مراد از جعفر، جعفر متوكّل خليفه عبّاسى و برادر واثق است در پاسخ عرض كردم: جعفر را در حالى ترك كردم كه در زندان بود و از بدحالترين مردمان، آن حضرت فرمودند: آگاه باش كه او دارنده مقام خلافت است.
سپس آن حضرت فرمودند: ابن زيّات چه كرد؟ مراد از ابن زيّات محمّد بن عبد الملك زيّات وزير واثق و وزير پدرش معتصم مىباشد كه در حكومت آندو بسيار صاحب نفوذ و صاحب تدبير بود در پاسخ عرض كردم: خداوند مرا فدايت كند. مردم با او بودند و فرمان، فرمان او بود.
آن حضرت به من فرمودند: آگاه باش كه بدبختى گريبانش را گرفت.
سپس آن حضرت قدرى سكوت كردند و بعد به من فرمودند:
تقديرات و احكام خداوند متعال ناگزير بايد به مرحله اجرا دربيايد. اى خيران، واثق مرد و از دنيا رفت و برادرش جعفر متوكّل بر جاى او نشست و ابن زيّات را كشت. عرض كردم:
خدا مرا فداى شما كند. چهوقت اين اتّفاقات روى داد؟ آن حضرت فرمودند:
شش روز پس از آنكه تو از آنجا خارج شدى[١].
بدون شك اين روايت شدّت و داغى كشمكش و نزاعى كه بر سر قدرت در درون خاندان حاكم عبّاسى وجود داشت به نمايش مىگذارد. همچنانكه مىتوانيم از اين روايت ميزان پيگيرى امام عليه السّلام از اوضاع عمومى جامعه و اخبار سياسى دست اوّل روز را دريافت[٢]، و از اينكه آن حضرت اينگونه مطالب را با نزديكان خود در ميان مىگذاردند مىتوان فهميد كه سطح دريافت سياسى
[١] . اصول كافى ١/ ٤٩٨ ح ١ ب ١٢٢.
[٢] . اين نوع قضايا را نمىتوان از مصاديق پيگيرىهاى امام از اوضاع سياسى و خبرگيرى از وقايع سياسى دست اول دانست، بلكه اينها از مصاديق علم به غيب است كه حضرت همانند ساير ائمه در برخى از موارد، افشا مىكردهاند.( مصحح)