پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٥ - مراحل حركت مبارزاتى ائمه اطهار عليهم السلام
دوش مىكشيدند.
ائمه عليهم السّلام در اين مرحله براى متزلزل كردن حكومتها و رهبرىهاى منحرف از هيچ كوششى فروگذار نمىكردند، اين كار ضمن پشتيبانى از بعضى حركتهاى مخالف با قدرت حاكم انجام مىگرديد خصوصا حركتهايى كه جنبه انقلابى داشته و بعضى از آنها با تكيهزدگان بر كسى خلافت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پس از قيام امام حسين عليه السّلام رودررو مىشدند.
سومين مرحله از اين مبارزه از نيمه پايانى زندگى امام كاظم شروع شده و در زمان امام مهدى عليه السّلام پايان يافته است.
پس از ايمنسازى مجموعه صالح و ترسيم خط مشى مفصل عقيدتى، اخلاقى و سياسى، در مرحله دوم مبارزاتى، طبيعتا براى خلفا معلوم شده بود كه قدرت رهبرى اهلبيت عليهم السّلام به جايى رسيده است كه ديگر آماده به دست گرفتن حكومت و بازگرداندن جامعه اسلامى به جايگاه حقيقى آن مىباشند و اين مطلب موجب عكس العمل و موضعگيرى خلفا در برابر ائمه عليهم السّلام شده بود.
موضعگيرى ائمه عليهم السّلام نيز در قبال خلفا به نوع موضعگيرى خلفا در برابر آنان بستگى داشته و با تغيير موضعگيرى خلفا مواضع ائمه عليهم السّلام نيز در قبال آنها تغيير مىكرد. چون ائمه عليهم السّلام احتمال مىدادند كه پس از آشكار شدن نادرستى و دروغ خلفا براى مردم و آگاهى آنان از جايگاه مردمى ائمه عليهم السّلام كه براى امت اسلام به مثابه تجسم عينى يك حكومت شرعى واقعى بهشمار مىآمدند، به اضافه رويارويى دائم ائمه عليهم السّلام با آنان ديگر خلفا به آنان اجازه باقى ماندن در متن جامعه و فعاليت آزادانه را نخواهند داد، بيشترين اهتمام ائمه عليهم السّلام درباره مجموعه صالحى بود كه خود آنان را تربيت كرده و خط مشى مبارزه را به آنان آموخته بودند. آن بزرگواران بيشترين تأكيد را بر ايمنىبخشى و خودكفا كردن