پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٢ - اهلبيت عليهم السلام و تربيت امت
طول زمان در زمينه فهم رسالت و شريعت پيدا مىشد پاسخ داده، به روبرو شدن با جريانهاى منحرف فكرى وارداتى، جريانهاى منحرف سياسى و شخصيتهاى به ظاهر علمى منحرفى كه آلت دست و تأييدكننده حكومت حاكمان منحرف بودند، همت گماشتند.
آنان براى رهبرى منحرفى كه قدرت را در دست داشت، از جهت فكرى، اخلاقى و سياسى جايگزين مناسبى ارائه كردند كه در رهبرى مشروع اهلبيت عصمت و طهارت عليهم السّلام ظهور و بروز پيدا مىكرد. اين اشخاص ميزان شناخت مردم از اهلبيت عليهم السّلام و ايمان امت نسبت به آنان را افزايش داده و آنان را به امامت و رهبرى ائمه عليهم السّلام برمىانگيختند.
علاوهبر اين امور، وارد شدن خود ائمه عليهم السّلام به عرصه زندگى عموم مردم و ارتباط مستقيم با آنان و ايجاد رابطه عاطفى با قشر وسيعى از مسلمانان خود عامل مضاعفى در اين راه بود. رهبرى مردمى فراگيرى كه اهلبيت عليهم السّلام قرنها از آن بهرهمند بودند تصادفا يا بهواسطه انتساب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بهوجود نيامده بود، چراكه بسيار بودند افراد ديگرى از منسوبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه از چنين جايگاهى برخوردار نگرديدند، زيرا امت اسلام منزلت رهبرى خود را مجانى به كسى نمىدهند و تا كسى در عرصههاى مختلف مشكلات، غمها و مسائل مورد توجه مردم از خود سخاوتمندانه مايه نگذارد، به رتبه حكومت بر دلها نايل نخواهد شد.
چنين بود كه اسلام، عليرغم تغيير و مسخشدگى راهكارهاى پياده شدن عملى، از حيث نظرى سالم از انحراف باقى ماند. امت اسلامى نيز به امتى بدل گرديد كه در برابر هجوم فكرى و سياسى بيگانگان ايستادگى كرده، توانست در درازمدت قدرت خود را بازيابد كه آثار آن را حتى پس از قرنهاى سقوط و از همگسيختگى، در قرن معاصر نيز مشاهده مىكنيم.