پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦ - بخش دوم تأثيرپذيرى از شخصيت امام رضا عليه السلام
[رهنمودها و آموزههاى] آنان بنا نهادهاند.[١]
چهره ديگرى كه از امام رضا عليه السّلام تعريف و تمجيد كرده، «ذهبى» است. او به دشمنى و كينهتوزى نسبت به اهلبيت عليهم السّلام شهره و نامى است، اما در برابر شكوه و عظمت امام رضا عليه السّلام ناچار تسليم شده، فضل حضرت را اعتراف كرده مىگويد: امام ابو الحسن، فرزند موسى الكاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمد باقر، فرزند على زين العابدين، فرزند حسين فرزند على بن ابى طالب هاشمى علوى ... او در روزگار خود، مهتر بنىهاشم، بردبارترين، بلندنظرترين و ارجمندترين آنان بود، مأمون او را بزرگ مىشمرد، در برابر او فروتنى مىكرد و درباره او راه غلوّ و زيادهروى درپيش گرفت و سرانجام او را به ولايت عهدى خويش برگزيد.[٢]
و «شبراوى» در توصيف امام رضا عليه السّلام گفته است: او- كه خداوند از او خشنود باد- بخشنده و بزرگوار، ارجمند و با هيبت و وقار بود. پدرش موسى الكاظم عليه السّلام او را بسيار دوست مىداشت.[٣]
«ابو نؤاس» شاعر بلندآوازه در مدح حضرت رضا عليه السّلام شعرى نمىسرود تا حريم حرمت او را نگاه داشته، او را بزرگ شمارد، اما هنگامى كه امام به ولايت عهدى[٤] منصوب شد، او را كه همچنان از سرودن شعر درباره امام عليه السّلام خوددارى مىكرد نكوهش كردند و او در پاسخ آنان چنين سرود:
«به من گفته شد: تو از ميان تمام مردم؛ در فن گفتار [و سرودن شعر] والا
[١] . مرآة الجنان ٢/ ١١.
[٢] . تاريخ الاسلام ٨/ ٣٤.
[٣] . الإتحاف بحب الأشراف/ ٨٨.
[٤] . ابن طولون، الأئمة الإثني عشر/ ٩٨- ٩٩:
|
قيل لي: أنت أوحدي الناس طرّا |
في فنون من المقال النبيه |
|
|
لك من جوهر الكلام نظام |
يثمر الدر في يدي مجتنيه |
|
|
فلماذا تركت مدح ابن موسى |
و الخصال التي تجمّعن فيه؟ |
|
|
قلت: لا أهتدي لمدح إمام |
كان جبريل خادما لأبيه |
|