پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧ - بخش دوم تأثيرپذيرى از شخصيت امام رضا عليه السلام
و يگانهاى.
تو از هر گفتار، درجى مىآفرينى؛ كه در دست برگيرنده آن، بر مرواريد مىدهد.
پس، از چه رو ستودن فرزند «موسى»؛ و صفاتى را كه در او گرد آمده، وانهادهاى؟
[به آنان] گفتم: نمىتوانم به ميدان مدح امامى گام نهم (من كجا و مدح و ستايش اينان كجا)؛ كه جبرئيل، خادم پدرش بود».
روزى امام رضا عليه السّلام سوار بر استرى تيزتك و چابك، از خانه خارج شد.
ابو نؤاس به او نزديك شده، گفت: «اى فرزند رسول خدا، شعرى در مدح تو سرودهام كه دوست دارم آن را بشنوى.
امام عليه السّلام فرمود: بخوان و ابو نؤاس چنين آغاز كرد:
«پاكيزگان و پاكدامنانى هستند؛ كه هرگاه از ايشان ياد شود، آبشار درود بر ايشان سرازير مىشود.
آن كس كه از خاندان علوى نباشد؛ چون نسب او را بكاوى در گذشته روزگار، افتخارى از او نمىيابى.
اين قوم، خاندانى هستند كه، علم كتاب (قرآن) و آنچه سوره [هاى قرآن] آوردهاند نزد ايشان است».[١]
امام رضا عليه السّلام از اين اشعار خرسند شد، اين بود كه به ابو نؤاس فرمود:
اشعارى براى ما به ارمغان آوردهاى كه كسى پيش از تو چونان آن را نسروده است.
آنگاه امام رضا عليه السّلام به غلام خود فرمود: چه مبلغ از خرجى همراه دارى؟
[١] .
|
مطهّرون نقيات ثيابهم |
تجري الصلاة عليهم كلما ذكروا |
|
|
من لم يكن علويا حين تنسبه |
فما له في قديم الدهر مفتخر |
|
|
اولئك القوم أهل البيت عندهم |
علم الكتاب و ما جاءت به السور |
|