پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٤١ - ١٠ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با فقيهان مذاهب اسلامى
جل و علا- فرموده است: «وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ[١]؛ و اگر بخواهيم قطعا آنچه را به تو وحى كردهايم مىبريم». پس اگر «اراده» همان قدرت باشد، پس او قدرت دارد و به دليل داشتن قدرت، وحى فرو فرستاده را [از ميان] مىبرد.
سليمان خاموش شد و مأمون به او گفت: اى سليمان، اين (منظور امام عليه السّلام بود) عالمترين فرد از خاندان هاشم است، آنگاه حاضران مجلس را ترك كردند».[٢]
١٠. گفتوگوى امام رضا عليه السّلام با فقيهان مذاهب اسلامى
مردى در خراسان سوگند ياد كرد كه: معاويه از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيست [و اگر معاويه از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد] همسرش را طلاق بدهد.
فقيهان فتواى به طلاق دادند. از امام رضا عليه السّلام در اينباره پرسيده شد، حضرتش فرمود: آن مرد نبايد [به جهت اين سوگند] همسرش را طلاق بدهد.
فقيهان نامهاى به امام رضا عليه السّلام نوشتند، با اين عبارت: اى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به چه دليلى مىگويى: همسر او طلاق داده نمىشود؟
امام عليه السّلام در پاسخ آنان نوشت: اين را از روايت شما، از «ابو سعيد خدرى» از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكنم كه در روز فتح [مكه] به «مسلمه» فرمود: «أنتم خير و أصحابى خير و لا هجرة بعد الفتح؛ شما نيكو و پسنديده هستيد و اصحاب من نيز چنين هستند و [بدانيد كه] پس از فتح، هجرت نشايد».
بدين ترتيب، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هجرت را باطل كرد و آنان را [كه هجرت كردند]
[١] . إسراء/ ٨٦.
[٢] . صدوق التوحيد/ ٤٤- ٤٥٤.