دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٨ - جوعی
جوعی
نویسنده (ها) :
مسعود تاره
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جوعی، ابوعبد الملک قاسم بن عثمان عبدی دمشقی (د ٢٤٨ق / ٨٦٢ م)، صوفی و محدث. از اوایل زندگی او اطلاعی در دست نیست، تنها میدانیم که به قبیلۀ بنیعبدقیس منسوب بود و از همین رو، او را عبدی خواندهاند (نک : سمعانی، ٩ / ١٩٠). وی به سبب ریاضت بسیار در تحمل گرسنگی و تشنگی به جوعـی شهرت یـافت (نک : همو، ٣ / ٤١٤؛ ابنجوزی، صفة ... ، ٤ / ٢٣٦؛ ابناثیر، ١ / ٢٥٣؛ نووی، ٩٢) و در منابعْ همطراز با صوفیان نامداری چون سری سقطی، ذوالنون مصری، احمد بن حرب و محمد بن اسلم به شمار آمده است (ذهبی، سیر ... ، ١٢ / ٧٩). تصوف جوعی از قرآن و حدیث، مایه میگرفت. وی اهل زهد و انقطاع بود و در سخنان او کمتر نشانی از ذوق، کشف و الهام دیده میشود.
از مهمترین معاصران جوعی، میتوان ابوسلیمان دارانی (ه م) را نام برد (یاقوت، ٢ / ٤٣١؛ قس: امین، ٨٧-٨٨). زاهدان دیگری چون مضاء بن عیسی، ولید بن مسلم، جعفر بن عون عَمری و ابومعاویه اسود نیز از جمله مشایخ او بودند (ذهبی، همان، ١٢ / ٧٧؛ ابنعساکر، ٥٨ / ٢٨١-٢٨٢). جوعی با امهارون خراسانی، زن زاهد دمشقی نیز آشنایی داشته است (ابنجوزی، همان، ٤ / ٣٠٣-٣٠٤؛ ابنعساکر، ٣٦ / ١٣٥) و احمد بن ابیالحواری (ه م)، موسوم به ریحانة الشام هم از دوستان و همصحبتان او بود، هر چند که جوعی را در فضیلت از ابن ابی الحواری برتر دانستهاند (ذهبی، همان، ١٢ / ٧٧-٧٨). از جمله شاگردان جوعی نیز میتوان به یوسف بن حسین رازی و محمد بن احمد بن سید حمدویه اشاره کرد (همان، ١١ / ١١١-١١٢، ٢٤٨، تاریخ ... ، ٧٣، ١٥١).
با آنکه برخی جوعی را از نزدیکان سَرّی سقطی و حارث محاسبی دانستهاند (ابشیهی، ١٦٠)، اما از چگونگی ارتباط او با این افراد گزارشی در دست نیست. تنها میدانیم که برخی از زاهدان و محدثان از شهرهای دیگر برای تعلیم گرفتن از او به دمشق سفر میکردند (نک : بغدادی، ٣٣٢؛ ابنجوزی، همان، ٤ / ٢٣٦-٢٣٧)، و اینکه جوعی به سفر حج رفته بود و در آنجا امکان دیدار با دیگر مشایخی که به زیارت خانۀ خدا آمده، و یـا در آنجا مجاور بودند، وجود داشته است (نک : ابنعساکر، ٣٧ / ٢٠٨).
جوعی در مسجد جامع دمشق جلساتی داشت که در آنها به نقل حدیث و ترویج تعالیم صوفیانۀ خود میپرداخت (همو، ٤٩ / ١١٦، ١٢٠). وی را میتوان از جمله کسانی دانست که در منطقۀ شام اساس زهد را بر پایۀ تحمل گرسنگی قرار داد. او همچون دیگر صوفیان و زاهدان برجستۀ عصر خود، معیار زهد را بر اساس تجربۀ شخصی و آموختههای خود در نظر میگرفت و زهد را با گرسنگی کشیدن یکی میدانست (ابونعیم، ٩ / ٣٢٣؛ غزالی، ٤ / ٢٢٨). تأکید وی بر زهد و ورع تا آنجا بود که به تسامحِ دوستان خود هم اعتراض میکرد (نک : ذهبی، سیر، ١٢ / ٧٨-٧٩؛ ابنعساکر، ٤٩ / ١٢٠-١٢١).
باید اشاره کرد که تحمل گرسنگی و افراط در جوع از دیرباز در میان زاهدان شام امری رایج بود و به همین سبب صوفیه و زهاد شام را دستکم تا سدۀ ٤ق / ١٠م، بهطورکلی «جوعیه» مینامیدند (کلابادی، ٢٢؛ ابنتیمیه، ١٠ / ٣٦٨ ؛ ابنعساکر، ٥٣ / ١١٩). همچنین از همین رو است که در شام علاوه بر قاسم بن عثمان جوعی، زهاد دیگری همچون ابوعلی محمد بن سلیمان نیز با لقب جوعی خوانده میشدند (ابنعدی، ٣ / ٣٧٤).
از جوعی سخنانی دربارۀ اهمیت ایثار، رضا، ورع، سکوت، خوف و اطاعت از خدا نقل شده است (ابنعساکر، ٤٩ / ١١٨-١١٩). در سخنان جوعی دربارۀ محبت، طاعت، خوف و گناه نیز میتوان رد پایی از تأویلات صوفیانه دید. برای نمونه، او اصل محبت را معرفت به خدا میداند و بر کسب معرفت تأکید میورزد. به نظر میرسد که جوعی با برخی از تعالیم اخلاقی یهود نیز آشنا بوده است (ابونعیم، همانجا؛ ابنجوزی، المنتظم، ١١ / ٣٠٢؛ ابشیهی، همانجا؛ ذهبی، همان، ١٢ / ٧٩).
قاسم از اهل حدیث، و از جمله کسانی بود که قرآن را قدیم میدانستند. او کسانی را که به مخلوق بودن قرآن باور داشتند و یا اندیشه دربارۀ قرآن را جایز میدانستند، تکفیر میکرد (لالکایی، ٢ / ٢٩٤-٢٩٦، ٣٢٧). جوعی از جمله محدثان قابل اعتماد اهل سنت است (ذهبی، همان، ١٢ / ٧٧؛ ابنعماد، ٣ / ٢٢٣) و بر خلاف همنام بصری خود، مورد تأیید منابع حدیثی بوده است (دربارۀ قاسم بن عثمان بصری، نک : عقیلی، ٣ / ٤٨٠؛ ذهبی، المغنی، ٢ / ٥٢٠). او تنها کسی است که از طریق مالک بن انس حدیث «ما بین قبری و منبری روضة من ریاض الجنة» را به پیامبر (ص) نسبت میدهد (همو، سیر، ١٢ / ٧٧-٧٨). جوعی از محدثانی چون سفیان بن عیینه و عبدالله بن نافع حمصی (د ٢٢١ق / ٨٣٦ م) و دیگران حدیث روایت کرده است (ابن جوزی، صفة، ٤ / ٢٣٧؛ ذهبی، همان، ١٢ / ٧٧).
ابنعساکر در معرفی زاهدان اهل دمشق از دو شخصیت به نام جوعی یاد میکند: قاسم جوعی صغیر که همان قاسم بن عثمان جوعی است، و قاسم جوعی کبیر (٤٩ / ٢٢٢؛ نیز نک : ابنملقن، ٣٩٦-٣٩٧). وی همچنین میافزاید که احمد بن ابی الحواری از قاسم جوعی کبیر روایت میکند و قاسم جوعی صغیر از دوستان ابوسلیمان دارانی است. اما چنین تفکیکی در منابع دیگر دیده نمیشود (نک : ابونعیم، ٩ / ٣٢٢-٣٢٤).
مآخذ
ابشیهی، محمد، المستطرف، به کوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، دارالقلم؛
ابناثیر، علی، اللباب، قاهره، ١٣٥٧ق؛
ابنتیمیه، احمد، مجموع فتاوى، به کوشش عبدالرحمان بن محمد نجدی، ریاض، ١٤١٢ق؛
ابنجوزی، عبدالرحمان، صفة الصفوة، به کوشش محمود فاخوری و محمد رواس قلعه جی، بیروت، ١٤٠٦ق؛
همو، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٢م؛
ابنعدی، عبدالله، الکامل فی ضعفاء الرجال، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٤٠٥ق؛
ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
ابنعماد، عبدالحی، شذرات الذهب، به کوشش عبدالقادر ارناؤوط و محمود ارناؤوط، دمشق، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
ابنملقن، عمر، طبقات الاولیاء، به کوشش نورالدین شریبه، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
امین، شریف یحیىى، معجم الفرق الاسلامی، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
بغدادی، محمد، التقیید لمعرفة رواة السنن و المسانید، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٨ق؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث و وفیات ٣٠١-٣١٠ق، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٢م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و صالح سمر، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
همو، المغنی فی الضعفاء، به کوشش نورالدین عتر، قطر، ١٩٨٧م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
عقیلی، محمد، کتاب الضعفاء الکبیر، به کوشش عبدالمعطی امین قلعهجی، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
کلابادی. محمد، التعرف لمذهب اهل التصوف، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
لالکایی، هبةالله، شرح اصول اعتقاد اهل السنة و الجماعة، به کوشش احمد سعد حمدان، ریاض، ١٤٠٢ق؛
نووی، یحیى، بستان العارفین، به کوشش محمد حجار، دمشق، ١٤٠٥ق؛
یاقوت، معجم البلدان، بیروت، ١٣٩٩ق.
مسعود تاره