دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٨ - بنی اهدل
بنی اهدل
نویسنده (ها) :
مریم فلاحتی موحد
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَنیْ اَهْدَل، لقب خاندان یمنی بزرگی كه بسیاری از آنان صوفی، ادیب، فقیه، شاعر، اصولی، نحوی، متكلم و مؤلف بودهاند. این خاندان را كه نسبشان به امام جعفر صادق (ع) میرسد و در جنوب غربی جزیرةالعرب ساكن بودهاند، «مهادله» نیز گفتهاند ( تاج ...،٨ / ١٦٥؛ امین، ٥ / ١١). جد آنها، محمدبن سلیمان كه تمایلات صوفیانه داشت، همراه نوادگانش از عراق به یمن رفته، و در ناحیۀ وادی سهام ساكن شده بود. پس از آن، یكی از نوادگان او ــ جد مشایخ بنی قدیمی ــ به ناحیۀ وادی سردد رفت و یكی دیگر ــ سرسلسلۀ باعلوی (ه م) ــ به حضرموت كوچید (نبهانی، ٢ / ٣١٩؛ نیز نک : شرجی،٨٠). نخستین فرد از این خاندان كه به «اهدل» ملقب شد، علی بن عمر (شم ١)، معروف به «قطب یمن»،از اهالی تهامه بود (مقحفی، ٣٨؛ تاج، همانجا؛ I / ٢٥٥,EI٢). جمعی از سادات این خاندان در شهر زبید، واقع در یمن مدفونند و به دستور مراد پاشا، وزیر سلطان احمد گنبد بزرگی بر قبور آنان بنا شده است (محبی، ٤ / ٣٥٥-٣٥٦).
مشهورترین فقیهان و محدثان این خانواده كه صاحب آثاری نیز بودهاند، عبارتند از طاهربن حسین (د ٩٩٨ق / ١٥٩٠م)، محمدبن طاهر (د ١٠٨٣ق / ١٦٧٢م)، یحیی بن عمر (د ١١٤٧ق / ١٧٣٤م)، سلیمان بن یحیی (د ١١٩٧ق / ١٧٨٣م)، محمدبن احمد (د ١١٩٨ق / ١٧٨٤م) و عبدالرحمان بن سلیمان (١٢٥٠ق / ١٨٣٤م).
بسیاری از افراد این خاندان، علاوه بر احاطه بر علوم متداول دارای گرایشهای عرفانی نیز بودند و برخی از آنان در منطقۀ یمن از جملۀ مشایخ به شمار میآمدند:
١. ابوالحسن علی بن عمربن محمد، ملقب به اهدل (د اوایل سدۀ ٧ق / ١٣م). نسب وی به عون، از اعقاب امام موسی كاظم (ع) میرسد (روضاتی، ١٠-١١). مورخان دربارۀ شیخ او اختلاف نظر دارند. گروهی او را مجذوب دانستهاند و بر آنند كه شیخی نداشته است؛ و عدهای او را از شاگردان عبدالقادر گیلانی به شمار آوردهاند؛ همچنین گفته شده كه به محمدبن سنان احوزی نیز ارادت داشته است (بعكر، ٥٢٢). علی بن عمر مریدان بسیاری، چون شیخ ابوالغیث بن جمیل (خزرجی، ١ / ١٠٢-١٠٣؛ شرجی، همانجا؛ عامری، ٤٨٨-٤٨٩) و شیخ احمدبن جعد (شرجی، همانجا) پرورد. كرامات بسیاری نیز به او ــ كه صاحب خلقی نیكو بود ــ نسبت دادهاند (نبهانی، ٢ / ٣١٩-٣٢٠، ٣٢٦، ٣٢٧). وی در ٣٠ سالگی در وادی سهام درگذشت (عامری، ٤٨٩؛ شرجی، ٨١؛ نبهانی، ٢ / ٣٢٧؛ بعكر، همانجا).
٢. ابوبكربن علی بن عمر اهدل (د ٧٠٠ق / ١٣٠١م). وی در مباحث مختلف، ازجمله تصوف، تفسیر، حدیث، فقه، اصول، نحو و منطق سرآمد، و از مراجع دین بود. از جزئیات زندگی او اطلاع چندانی دردست نیست. سلیمان بن یحیی را از جملۀ بزرگترین مشایخ او دانستهاند (صدیق حسن خان، ٣ / ١٨٢). نبهانی ابوبكر را شیخِ ابوالغیث بن جمیل معرفی میكند (١ / ٢٥٩)؛ درحالیكه در منابع دیگر علی بن عمر (یعنی پدر ابوبكر)، شیخ او دانسته شده است (عامری، همانجا؛ شرجی،٨٠). خزرجی نیز بر آن است كه ابوالغیث بن جمیل تنها در یكی از سفرهایش به ابوبكربن علی برخورده، و چندی در رباط وی اقامت گزیده است (١ / ٢٧٤).
ابوبكر بن علی را مؤلف كتابی موسوم به صلة الموصول بایضاح رویة الجمل لابن المقبول دانستهاند (صدیق حسن خان، همانجا) و كرامات بسیاری هم به او نسبت دادهاند (نک : شرجی، ١٧٤؛ نبهانی، ١ / ٢٥٩-٢٦٠).
٣. ابومحمد بدرالدین حسین بن صدیق (٨٥٠-٩٠٣ق / ١٤٤٦- ١٤٩٨م)، صوفی، فقیه، محدث، ادیب و نحوی. وی در «ابیات حسین»، واقع در یمن متولد شد، در همان جا پرورش یافت (سخاوی، ٣ / ١٤٤؛ قس: ابن عماد، ٨ / ٢٠؛ عیدروسی، ٢٧)، سپس به شهرهای مختلف سفر كرد و از محضر استادان بسیاری بهره برد. او فقه را از عالمانی چون ابوبكربن قصیص و ابوالقاسم بن عمر ابن مطیر در ابیات حسین، و ابراهیم بن ابیالقاسم جمعان در مراوغه، و عمرالفتی در زبید فرا گرفت و ادب را نزد علی بن زین شرجی آموخت. استادان او در نحو نیز ابوبكربن قصیص و علی احمر بودند (سخاوی، ٣ / ١٤٤-١٤٥؛ ابن عماد، عیدروسی، همانجاها).
بدرالدین در ٨٧٢ق / ١٤٦٧م برای گزاردن حج به مكه رفت و مجاور شد. وی در آنجا در مجالس قاضی برهانی و قاضی محیوی حاضر میشد و سرانجام از برهانی اجازه یافت. در مدینه نیز از محضر ابوالفرج مراغی، و پس از آن در یمن از محضر یحیی عامری بهره برد (سخاوی، ٣ / ١٤٥؛ عیدروسی، همانجا). حسین بن اهدل در مكه همنشین سخاوی بود و تصانیف او را كتابت، و سپس قرائت میكرد (سخاوی، همانجا). وی همچنین از سخاوی روایت كرده، و قصیدهای نیز در مدح او سروده است. نجم بن فهد و عیدروسی اشعار بسیاری از حسین بن اهدل نقل كردهاند (سخاوی، همانجا؛ عیدروسی، ٢٨-٣٠). چنین به نظر میرسد كه حسین در اواخرِ عمر به جرگۀ صوفیان پیوسته، و به عرفان روی آورده بوده است (سخاوی، همانجا). وی در بندر عدن از دنیا رفت و در همان جا به خاك سپرده شد (ابن عماد، همانجا؛ ابن قاسم، ٢ / ٦٢٤).
آثار منسوب به او اینهاست: ١. ارتیاح الارواح فی ذكرالله الكریم. ٢. الفتاح، كه نسخهای از آن در رامپور موجود است (GAL,S,II / ٢٥١). ٣. المولدالشریف، كه نسخهای از آن در كتابخانۀ احقاف نگاهداری میشود (فهرست ...،٢ / ٢٦).ابراهیم خلیل زبیدی خلاصهای از شروح این كتاب را گرد آورده كه نسخهای از آن در كتابخانۀ ظاهریه موجود است (ظاهریه، ٢ / ٤٢١).
٤. حاتم بن احمدبن موسی اهدل حسینی (د ١٧ محرم ١٠١٣ق / ٥ ژوئن ١٦٠٤م)، صوفی و شاعر. از دوران كودكی و جوانیِ او اطلاع چندانی دردست نیست. تنها گفته شده است كه وی از یمن به حرمین سفر كرد و مدتی در آنجا اقامت گزید، سپس به یمن بازگشت و در المخا ساكن شد (نبهانی، ١ / ٣٨٦). او در علوم و معارف گوناگون متبحر بود (نک : زباره، ٦٥؛ محبی، ١ / ٤٩٦). عیدروسی كه شاگرد وی بوده، او را «ابن عربی» زمان خویش دانسته، و كرامات بسیاری به او نسبت داده است (ص ١٤٨)، همچنین مكاتبات خود با او را ــ كه بعضی از آنها به صورت پرسش و پاسخ است ــ در كتاب خود نقل كرده است (ص ١٤٨-١٦١). به نظر عیدروسی حاتم توانسته بوده است میان شریعت و حقیقت سازگاری ایجاد كند و اصول طریقت را به بهترین وجه شرح دهد. یكی از شاگردان حاتم اشعار بر جای مانده از او را در دیوانی گردآورده است (محبی، ١ / ٥٠٠؛ زركلی، ٢ / ١٥١)، عیدورسی نیز قصیدهای در مدح پیامبر اكرم (ص) از او نقل كرده است (ص ١٥١-١٥٢). حاتم پس از ٣٧ سال زندگی، در المخا از دنیا رفت و در خانهاش به خاك سپرده شد (محبی، همانجا).
آثاری كه از حاتم بر جای مانده، اینهاست: ١. دیوان یا طوالع الجمال و مطالع الكمال، كه نسخههای متعددی از آن در كتابخانههای مختلف جهان موجود است (نک : فهرست، ٢ / ٢٠؛ سید، ١ / ٣٢٨-٣٢٩؛ نقشبندی، ٢٠٨-٢٠٩؛ دوسلان، II / ٥٦٩؛ ورهووه، ٦٢؛ .(GAL, S, II / ٥٦٥ ٢. القصیدة الحاتمیة، كه نسخهای از آن در كتابخانۀ دانشگاههایدلبرگ وجود دارد (برنباخ، ٣٨٧). ٣. النصائح، كه نسخهای از آن در كتابخانۀ آصفیه نگاهداری میشود ( .(GAL, II / ٥٣٦٤. الموشح، كه نسخهای از آن در بانکـیپور به شمارۀ ٢٥٥١ موجود است ( بانکـیپور، XXIII / ٥٧).
مآخذ
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق / ١٩٣٢م؛
ابن قاسم، یحیی، غایه الامانی فی اخبار القطر الیمانی، به كوشش سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
امین، حسن، الموسوعة الاسلامیة، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
بعكر، عبدالرحمان، كواكب یمنیة، بیروت، دارالفكر المعاصر؛
تاج العروس؛
خزرجی، علی، العقود اللؤلؤیة، به كوشش محمد بسیونی عسل، صنعا / بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
روضاتی، محمدعلی، جامع الانساب، اصفهان، ١٣٧٦ق / ١٣٣٥ش؛
زباره، محمد، حاشیه بر البدر الطالع شوكانی، بیروت، دارالمعرفه؛
زركلی، اعلام؛
سخاوی، محمد، الضوءاللامع، بیروت، ١٣٤٩ق؛
سید، خطی؛
شرجی زبیدی، احمد، طبقات الخواص، قاهره، ١٣٢١ق / ١٩٠٣م؛
صدیق حسن خان، محمد صدیق، ابجدالعلوم، به كوشش عبدالجبار زكار، دمشق، ١٩٨٩م؛
ظاهریه، خطی (تاریخ)؛
عامری، یحیی، غربال الزمان، به كوشش محمد ناجی زعبی عمر، دمشق، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
عیدروسی، عبدالقادر، النور السافر، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
فهرست الكتب المخطوطة بمكتبة الاحقاف بتریم، المركز الیمنی للابحاث الثقافیه، صنعا، ١٩٨٨م؛
محبی دمشقی، محمد امین، خلاصة الاثر، بیروت، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
مقحفی، ابراهیم احمد، معجم المدن والقبائل الیمنیة، صنعا، ١٩٨٥م؛
نبهانی، یوسف، جامع كرامات الاولیاء، ج ١، بیروت، دارصادر، ج ٢، به كوشش ابراهیم عطوه عوض، قاهره، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
نقشبندی، اسامه ناصر و ظمیاء محمدعباس، مخطوطات الادب فی المتحف العراقی، كویت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٥م؛
نیز:
Bankipore;
Berenbach, J., « Verzeichnis der neuerworbenen orien- talischen Handschriften der Universit L tsbibliothek Heidelberg» , ZDMG, ١٩٣٧, vol. XCI;
De Slane;
EI²;
GAL;
GAL, S;
Voorhoeve.
مریم فلاحتی موحد