دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٦ - بنان حمال
بنان حمال
نویسنده (ها) :
امیر جابری
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُنان حَمّال، ابوالحسن بنان بن محمدبن حَمدان، معروف به حمال (د ٣ رمضان ٣١٦ق / ٢٠اكتبر ٩٢٨م)، صوفی مشهور مصری. نام جد وی را در برخی منابع بجز حمدان نیز یاد كردهاند (نک : سمعانی، ٤ / ٢٣٠؛ ابنزیات، ٢٩٠-٢٩١). در وجه شهرت وی به حمال نیز سمعانی حكایتی آورده است (٤ / ٢٣٠-٢٣١) كه مآخذ دیگر درباره آن سكوت كردهاند.
بنان در واسط به دنیا آمد و در بغداد زیست و از همین رو، بعضی وی را بغدادی خواندهاند (ابونعیم، ١٠ / ٣٢٤؛ ابن ماكولا، ١ / ٣٦٢؛ نیز نک : خطیب، ٧ / ١٠١). از این دورۀ زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست، جز آنکـه در بغداد سالهای جوانی را به سرآورد و در همان جا به تحصیل علم و از جمله سماع حدیث پرداخت؛ چه، از محدثان بغداد همچون حسن بن عرفه، حسن بن محمد زعفرانی و حُمَیدبن ربیع حدیث روایت كرده است (همو، نیز ابن ماكولا، همانجاها؛ ذهبی، ١٤ / ٤٨٨).
بنان در بغداد طریقۀ تصوف پیش گرفت و با صوفیان آن خطه درآمیخت. وی را از استادان ابوالحسین نوری (د٢٩٥ق / ٩٠٨م)، دانستهاند؛ امانوری، سالها پیش از بنان درگذشته بود، چنانکـه كتب طبقات او را بهعنوان همطراز و همنشین جنید، و در طبقۀ او (طبقۀ دوم) معرفی كردهاند. علاوه بر آن، نه تنها هیچ نقلی از شخص نوری دراین باره وجود ندارد، بلكه هیچ كدام از مؤلفان قدیم پیش از ابن ملقّن (د٨٠٤ق / ١٤٠١م) نیز در شرح حال وی، بدین امر حتی اشارهای نکـردهاند (نک : ابن ملقن، ٦٩). از این رو، باید قول مذكور را كه نخست سلمی ابراز كرده است (ص ٢٩١) و دیگران از او گرفتهاند، با احتیاط تلقی كرد (نک : ذهبی، همانجا). همین تردید دربارۀ اینکـه او استاد ابوعبدالله حُصری بوده است (خواجه عبدالله، ٣٩٧)، نیز وجود دارد.
به گواهی قرائن موجود، بنان در بغداد شیخی كامل بود، چندان كه از مصاحبان جنید (د ٢٩٨ق / ٩١١م) به شمار میآمد و این بدان معناست كه سن او در آن زمان نباید كمتر از ٤٠ بوده باشد (نک : سلمی، همانجا).
بنان پس از سالیان بسیار، به مصر كوچ كرد و در آنجا اقامت گزید. ممكن است این مهاجرت با واقعۀ تكفیر، تعقیب و آزار صوفیان بغداد كه در ٢٦٤ق / ٨٧٨م (دورۀ معتمد عباسی) به تحریك احمد بن محمد بن غالب، معروف به غلام خلیل رخ داد و به «محنۀ غلام خلیل» شهرت یافت (نک : خطیب، ٥ / ١٣٣-١٣٤؛ ذهبی، ١٣ / ٢٨٤، ١٤ / ٧١)، بیارتباط نباشد.
بنان در مصر مجلس درس حدیث داشت و احادیث وی را برخی از محدثان مصر روایت كردهاند (خطیب، همانجا؛ ذهبی، ١٤ / ٤٨٨، ٤٨٩؛ مقریزی، ٢ / ٤٩٧؛ نیز نک : سلمی، ٢٩١-٢٩٢؛ ابونعیم، همانجا؛ بیهقی، ٨٥-٨٦).
بنان در این دوره، با برخی مشاهیر همعصر خویش، از فقیه و صوفی مراودت داشت؛ از آن جمله بكّار بن قتیبه (د ٢٧٠ق / ٨٨٣م) قاضی القضات مصر را باید یاد كرد كه بنان از او حدیث روایت كرده است (ابن زیات، ٢٩١؛ ابن جوزی، ٢ / ٤٥٠؛ نیز نک : سلمی، همانجا). ابوعلی رودباری نیز كه خبر یكی از كرامتهای بنان به او رسیده بود، به مصر شتافت و در زمرۀ مصاحبان او درآمد و از وی اخباری روایت كرد (ابونعیم، همانجا؛ قشیری، ٢٦؛ نیز نک : خواجه عبدالله، همانجا؛ ابن جوزی، ٢ / ٤٤٩). همچنین از ملاقات بنان با ابوجعفر محمد بن یعقوب معروف به ابن فرجی (د ٢٧٠ق / ٨٨٣م) نیز گزارش شده است (خواجه عبدالله، ٣٠٠؛ قس: شعرانی، ٩٨).
بنان دستكم یك بار حج گزارد و چندی در مكه مجاور بود (نک : ابونعیم، همانجا؛ قشیری، ٨٦؛ ابن جوزی، همانجا؛ ابن ملقن، ١٢٢-١٢٤) و همان جا با ابراهیم خوّاص (د ٢٩١ق / ٩٠٤م) دیدار كرد (جامی، ١٦٢).
رجالشناسان و مورخان اهل حدیث بنان را زاهدی فاضل دانستهاند (نک : خطیب، ٧ / ١٠١-١٠٢؛ ابنماكولا، همانجا؛ ذهبی، ١٤ / ٤٨٨) و نویسندگان ترجمه احوال متصوفه او را از شیوخ بزرگ و از طبقه سوم صوفیان قلمداد كردهاند(نک : سلمی، ٢٩١؛ قشیری، ٢٦؛ خواجه عبدالله، ٣٩٦-٣٩٧؛ قس: ابن عربی، ٢ / ٣٦١)، اما در سخنان به جای مانده از بنان، وی نه فقیهی زاهد، بلكه صوفیای اهل كشف و شهود مینماید (مثلاً نک : سلمی، ٢٩١-٢٩٣؛ ابونعیم، ١٠ / ٣٢٤-٣٢٥؛ خطیب، ٧ / ١٠١)؛ در عین حال، در احوال بنان از آشنایی او با علم فقه و پایبندیاش به حدود شرع هم نشانهها دیده میشود. و این همان ویژگی است كه صوفیان بغداد و وابستگان به مكتب جنید بدان بازشناخته میشوند. به هر حال، در گزارشهایی كه عمدتاً از نیمه دوم زندگی بنان و دورۀ حضورش در مصر در دست است، او عالمی پارسا و پرهیزگار معرفی میشود، چندان كه در زهد و عبادت به او مثل میزدهاند. وی كه از نظر مالی به حكومت وابسته نبود، آنچه را حق مییافت، باز میگفت و بر اعتقاد خویش پای میفشرد. این منش موجب شد تا حكایاتی از تقابل او با حكام طولونی مصر و به خصوص خمارویه، در كتابهای تاریخ ثبت شود (مقریزی، ٢ / ٤٩٧-٤٩٩؛ ابن زیات، ٩٠، ٢٩١؛ ابونعیم، خطیب، همانجاها). مقابله بنان با طولونیان را بهعنوان مهمترین كرامت او شمردهاند (نک : ابنزیات، ٢٩١-٢٩٢؛ مقریزی، ٢ / ٤٩٩-٥٠٠).
بنان در مصر درگذشت و در گورستان قرافه به خاك سپرده شد (نک : ابن زیات، ٢٩٠؛ شعرانی، همانجا؛ نبهانی، ١ / ٦١٢).
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمان، صفة الصفوة، به كوشش محمود فاخوری، بیروت، ١٤٠٦ق؛
ابنزیات، محمد، الكواكب السیارة، قاهره، ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م؛
ابنعربی، محمد، الفتوحات المكیة، به كوشش عثمان یحیی، قاهره، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛
ابن ماكولا، علی، الاكمال، به كوشش عبدالرحمان بن یحیی معلمی، حیدرآباد دكن، ١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
ابن ملقن، عمر، طبقات الاولیاء، به كوشش نورالدین شریبه، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیه الاولیاء، بیروت، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
بیهقی، احمد، كتاب الزهد الكبیر، به كوشش عامر احمد حیدر، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به كوشش محمود عابدی، تهران، ١٣٧٠ش؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛
خواجه عبدالله انصاری، طبقات الصوفیة، به كوشش محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٦٢ش؛
ذهبی، احمد، سیراعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
سلمی، محمد، طبقات الصوفیة، به كوشش نورالدین شریبه، حلب، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان بن یحیی معلمی، حیدرآباددكن، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛
شعرانی، عبدالوهاب، الطبقات الكبری، قاهره، ١٣٧٤ق / ١٩٥٤م؛
قشیری، عبدالكریم، الرسالة القشیریة، قاهره، ١٣٥٩ق / ١٩٤٠م؛
مقریزی، احمد، المقفی الكبیر، به كوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
نبهانی، یوسف، جامع كرامات الاولیاء، به كوشش ابراهیم عطوه عوض، قاهره، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م.
عبدالامیر جابریزاده