دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٧ - اسماعیل حقی بروسوی
اسماعیل حقی بروسوی
نویسنده (ها) :
حسین لاشیء
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْماعیل حَقّی بُروسَوی، (یا اسكداری، اسكوداری) (١٠٦٣ - ١١٣٧ق/ ١٦٥٣- ١٧٢٥م)، مفسر، شاعر و از مشایخ فرقۀ جَلوتیه. كنیۀ او ابوالفدا، نام پدرش مصطفی و جدش بایرام قاووش پسر شاه خدابنده بود. پدر اسماعیل در استانبول میزیست و یك سال پیش از تولد وی به سبب آتش گرفتن خانه و از هم پاشیدگی زندگی، به قصبۀ آیدوس نزدیك ادرنه مهاجرت كرد و اسماعیل در آنجا تولد یافت. ٣ ساله بود كه پدرش او را نزد عثمان فضلی آت پازارلی، شیخ سلسلۀ جلوتیه برد و چنانكه اسماعیل خود میگوید بعدها شیخ گهگاه به وی میگفت كه تو از ٣ سالگی مرید ما بودهای (١/ ٤٥؛ EI٢ ؛ كحاله، ٢/ ٢٦٦).
اسماعیل از سادات علوی بود و نسبت وی با ٣١ واسطه به حضرت علی(ع) میرسید (اسماعیلحقی، ١/ ٤٨؛ «دائرةالمعارفجدید.. »، IV/ ١٥١٧). وی در ١٠ یا ٧ سالگی به توصیۀ استاد برای تحصیل علوم ظاهری و حضور در مجلس درس عبدالباقی افندی از آیدوس به ادرنه رفت و در آنجا به تحصیل زبان و ادبیات عرب، منطق، فقه، حدیث، كلام و تفسیر پرداخت. سپس در ٢٠ سالگی به دعوت عثمان فضلی به استانبولرفت (اسماعیلحقی، ١/ ٤٥؛ «دائرةالمعارفزبان... »، V/ ٥؛ بستانی، ١٣/ ٣٠٢). در آنجا علاوه بر اینكه در مجالس وعظ عثمان فضلی و دیگر عارفان مشهور حضور مییافت، در تحصیل علوم ظاهری نیز همچنان كوشا بود، چنانكه تجوید، خطاطی و زبان فارسی را نیز در استانبول آموخت و به ویژه در كتابهای عرفانی فارسی همچون آثار عطار، مولوی، حافظ و جامی تعمق كرد و در همین دوران به ترجمه و تفسیر برخی از آیات قرآن كریم و احادیث نبوی پرداخت (همانجاها). دو سال بعد در ١٠٨٦ق/ ١٦٧٥م به اشارت استادش به اسكوب (اسكوپیه) رفت و تكیه یا خانقاه جلوتیه را در آنجا بنا نهاد و با دختر شیخ مصطفی عشاقی ازدواج كرد، اما در آنجا به سبب سخنانی كه بر خلاف اعتقاد عامه بر زبانش جاری میشد، از سوی مفتیان و مقامات مذهبی آزار دید و سرانجام، پس از ٦ سال عثمان فضلی او را به كوپرولو منتقل كرد («دائرةالمعارف زبان»، بستانی، همانجاها).
اسماعیل حقی پس از ١٤ ماه اقامت در كوپرولو، به استرومجه رفت و مدت دو سال و نیم نیز در آنجا به تدریس پرداخت. وقتی كه عثمان فضلی از طرف سلطان محمد چهارم در ادرنه به سمت استادی در دربار منصوب شد، اسماعیل حقی را نزد خویش فرا خواند. وی مدت ٣ ماه در خدمت استاد بود، تا آنكه با فوت شیخِ جلوتی بروسه، اسماعیل حقی در ٣٢ سالگی (١٠٩٦ق/ ١٦٨٥م) به عنوان شیخ جلوتی در بروسه اقامت گزید («دائرةالمعارف زبان»، همانجا). در آغاز، شرایط زندگی در بروسه برای او دشوار بود و برای تأمین معاش مجبور به فروش كتابهایش شد ( بستانی، همانجا). در آنجا بود كه نگارش اثر معروف خود تفسیر روح البیان را آغاز كرد و پس از ٢٣ سال در ١١١٧ق آن را به پایان رساند (نك : اسماعیل حقی، ١٠/ ٥٥٢).
تا ١١٠٢ق/ ١٦٩١م اسماعیل ٤ بار به دعوت استادش به استانبول رفت. دوبار در جنگ میان دولت عثمانی و دولتهای اروپایی شركت كرد كه در یكی از این جنگها مجروح شد. در این ایام عثمان فضلی به سبب انتقاد از سیاست خارجی حكومت عثمانی به دژ فاماگوستا در شمال قبرس تبعید شد و او اسماعیلحقی را به آنجا خواند و وی را بهجانشینی خود تعیین كرد. اندك زمانی پس از بازگشت اسماعیل حقی به بروسه، عثمان فضلی در ١١٠٣ق/ ١٦٩٢م درگذشت و اسماعیل حقی به مقام قطبی سلسلۀ جلوتی ارتقا یافت («دائرةالمعارف زبان»، V/ ٦). سلسلۀ مشایخ او از طریق عثمان فضلی با دو واسطه به هدایی محمود افندی میرسید (رفعت، ١/ ١٧٣؛ «دائرةالمعارف جدید»، IV/ ١٥١٧).
اسماعیل حقی در ١١١٢ق/ ١٧٠٠م به مكه رفت و در بازگشت مدت ٣ سال در دمشق توقف كرد. در سفر بازگشت به وطن بر اثر حملهای كه به كاروان شد، بسیاری از كتابهای او از میان رفت. اسماعیل چند سال بعد بار دیگر رهسپار حج شد و در ١١٢٩ق/ ١٧١٧م به دمشق رفت و در آنجا با صوفی مشهور دمشقی، عبدالغنی نابلسی ملاقات كرد. در مدتی كه در این ناحیه اقامت داشت، آثار جدیدی به رشتۀ تحریر كشید («دائرةالمعارف زبان»، ؛ V/ ٥ «دائرةالمعارف ترك»، XX/ ٣٠٧).
در ١١٣٣ق/ ١٧٢١م به اسكدار بازگشت و حدود ٣سال در آنجا اقامت گزید و ٣٠ كتاب و رسالۀ مختلف در تصوف و اخلاق نگاشت. گفتهاند كه در این هنگام به سبب ترویج اندیشۀ وحدت وجود، علما به وی اعتراض كردند و او مدت كوتاهی به قصبۀ تكفور داغی تبعید شد (EI٢ ؛ معلم ناجی، ٥٩؛ رفعت، ١/ ١٠٣). در ١١٣٦ق/ ١٧٢٤م به بروسه بازگشت و عزلت اختیار كرد و در آنجا كتابخانهای ساخت كه تمامی كتابهای خود را وقف آن كرد، مسجد و تكیهای نیز در كنار كتابخانه بنا نهاد. وی سرانجام در ٧٥ سالگی درگذشت و در خانقاه خویش مدفون شد («دائرةالمعارف زبان»، V/ ٦؛ «دائرةالمعارف جدید»، همانجا). در ١٣١٨ق/ ١٩٠٠م مقبرۀ وی بازسازی شد و امروزه به نام خانقاه اسماعیل حقی معروف است («دائرةالمعارف زبان»، همانجا).
دربارۀ احوال و آثار او، كتابی با عنوان سلسلۀ شیخ اسماعیل حقی جلوتی تألیف شده، كه بار اول در ١٨٧٤م، و بار دیگر گزیدهای از آن به كوشش دیلجل به طبع رسیده است. ییلدیز رسالۀ دكتری خود را در دانشگاه سوربن (١٩٧٠م) دربارۀ زندگانی اسماعیل حقی و تفسیر او نوشته است (نك : همانجا).
آثار
تألیفات اسماعیل حقی را بیش از ١٠٦ اثر دانستهاند (نك : «دائرةالمعارف ترك»، همانجا). او خود نیز تألیفاتش را متجاوز از ١٠٠ اثر ذكر كرده است (نك : ١/ ٤٦) كه از آن میان ٦٠ اثر به تركی، و بقیه به عربی بوده است (نك : «دائرةالمعارف ترك»، همانجا).
الف - چاپی
١. تحفۀ اسماعیلیه، استانبول، ١٢٩٢ق/ ١٨٧٥م.
٢. تحفۀ خلیلیه، كه با عنوان الرسالۀ الخلیلیۀ نیز از آن یاد كردهاند (نك : واندیك، ٥٠٠؛ زركلی، ١/ ٣١٣؛ GAL, S, II/ ٦٥٣؛ بغدادی، ١/ ٢١٩)، استانبول، ١٢٥٦ق/ ١٨٤٠م.
٣. تحفۀ عطائیه، استانبول، ١٣٠٤ق/ ١٨٨٧م.
٤. تفسیر روح البیان، یا روح البیان فی تفسیر القرآن، شامل برخی تأویلات صوفیانه. این كتاب بارها به چاپ رسیده است: بولاق، ١٢٥٥ق، ١٢٦٤ق، ١٢٧٦ق، ١٢٧٨ق؛ قاهره، ١٢٨٥ق؛ استانبول، ١٣٠٦ق؛ بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م. تفسیر سورۀ واقعه نیز جداگانه در استانبول (١٣١٨ق)، به چاپ رسیده است. از این تفسیر گزیدهای با عنوان تلخیص البیان توسط محمد نوری قادری موصلی و گزیدۀ دیگری با عنوان ریحانۀ الاخوان المقطوفۀ من ریاض الجنان المنقولۀ من تفسیر روح البیان توسط مصطفی صبری رشیدی ترتیب یافته است (GAL, S, II/ ٦٥٢-٦٥٣).
٥. الحجۀ البالغۀ، استانبول، ١٢٩١ق/ ١٨٧٢م.
٦. الخطاب، استانبول، ١٢٥٦ق/ ١٨٤٠م و نیز ١٩٧٦م.
٧. دیوان شعر، كه نخست در بولاق (١٢٥٧ق/ ١٨٤١م) همراه با مقالات، و سپسدر استانبول (١٢٨٨ق/ ١٨٧١م) بهچاپرسیدهاست.
٨. رسالۀ حسینیه، كه جزء آثار چاپ شده از آن یاد شده، اما محل و تاریخ چاپ آن مشخص نشده است (نك : اوزگه، III/ ١٤٧٤).
٩. رشحات عین الحیات، استانبول، ١٨٧٤م.
١٠. روح المثنوی، شرح و تعلیقاتی است بر مثنوی مولوی، در دو جلد، استانبول، ١٢٨٧- ١٢٨٩ق/ ١٨٧١-١٨٧٣م.
١١. سلسلۀ طریقت جلوتیه (یا جلواتیه )، كه به الطریقۀ نیز معروف است، شرح احوالمشایخ سلسلۀجلوتیهنیز در آنآمدهاست، استانبول، ١٢٩١ق/ ١٨٧٤م.
١٢. شرح الاربعین، یا شرح اربعین حدیثاً. این اثر شرحی است بر الاربعون حدیثاً اثر محییالدین نووی (GAL, S, I/ ٦٨٤) كه در برخی منابع آن را به همین مناسبت الاربعون حدیثاً نامیدهاند (نك : واندیك، ١٣٥؛ سركیس، ١/ ٤٤١). این كتاب چندین بار به چاپ رسیده، از جمله در استانبول، ١٢٥٣ق/ ١٨٣٧م و نیز در ١٨٤١م و ١٣١٧ق/ ١٨٩٩م.
١٣. شرح پند عطار، ترجمه و شرحی است بر پند نامۀ منسوب به عطار نیشابوریكهدر بولاق (١٨٣٢م)و در استانبول(١٢٥٠ق/ ١٨٣٤م و ١٢٨٧ق/ ١٨٧٠م) به چاپ رسیده است.
١٤. شرح شعب الایمان، استانبول، ١٣٠٤ق/ ١٨٨٧م.
١٥. شرح فصوص الحكم ابن عربی و ترجمۀ آن. اسماعیل حقی این اثر را به تركی و عربی تألیف كرده است. نخست در بولاق (١٢٥٢ق/ ١٨٣٢م) چاپ شد. ترجمهای از آن به انگلیسی توسط بولنت رئوف انجام گرفته كه در استانبول (١٩٨٩م) به چاپ رسیده است.
١٦. شرح الكبائر، استانبول، ١٢٥٧ق/ ١٨٤١م.
١٧. فرح الروح فی شرح المحمدیۀ، كه به شرح محمدیه نیز معروف است (نك : معلم ناجی، ٥٩؛ مدرس، ٢/ ٥٥)، شرحی است بر محمدیۀ یازیجیاوغلی.اینكتابدربولاق (١٢٥٢ق/ ١٨٣٦مو١٢٥٨ق/ ١٨٤٢م)، استانبول (١٢٥٨ق) و لیدن به كوشش نیكلسن (١٩٢٥م)، به چاپ رسیده است.
١٨. الفروق، استانبول، ١٢٥١ق.
١٩. الكنز المخفی، دربارۀ اندیشههای عرفانی نویسنده و متضمن اشاراتی است دربارۀ اعتقادات و تمایلات حلولی او ( بستانی، ١٣/ ٣٠٢). این كتاب در استانبول (١٢٩٠ق/ ١٨٧٣م و ١٣٠٧ق/ ١٨٩٠م و ١٩٦٧م) به چاپ رسیده است.
٢٠. معراجیه، قصیدهای است در وصف معراج پیامبر اكرم (ص)، استانبول، ١٢٦٩ق/ ١٨٥٢م.
٢١. مقالات، كه همراه دیوان او در بولاق (١٢٥٧ق) چاپ شده است.
٢٢. النجاۀ، استانبول، ١٢٩٠ق/ ١٨٧٣م.
ب - خطی
شماری از تألیفات اسماعیل حقی بروسوی به صورت نسخههای خطی در كتابخانههای تركیه، كشورهای اروپایی و مصر موجود است، از جمله: اوراد (برنباخ، ٣٨٠؛ GAL, S, / ٣٥٣)؛ تأویل سورۀ الزلزلۀ، كه به مناسبت زلزلهای كه در ١١٢٢ق در مصر رخ داد، تألیف شده است؛ تمام الفیض؛ شرح علی تفسیر الجزء الاخیر للقاضی [بیضاوی]؛ رسالۀ الجامعۀ فی مسائل النافعۀ؛ رسالۀ الحضرات؛ شرح اعانۀ الراغبین فی الصلاۀ و السلام علی افضل المرسلین؛ شرح العطاء لاهل الغطاء؛ مجموعه یا مجموعۀ الفوائد، كه شامل ١١ رساله است (نك : تیموریه، ١/ ٧٤، ١٦٤؛ هوتسما، ٧٢؛ كوت، I/ ٨٥-٨٧؛ بغدادی، ١/ ٢١٩-٢٢٠؛ كحاله، ٢/ ٢٢٦؛ برنباخ، همانجا؛ GAL, II/ ٥٨١;
GAL, S I/ ٧٨٨, II/ ٦٥٣ ).
ج - آثار یافت نشده
برخی از عناوینی كه اسماعیل حقی در مقدمۀ تفسیر روح البیان (١/ ٤٦) ذكر كرده است، در فهرست آثار یاد شده از او دیده نمیشود، از جمله: شرح آداب، شرح نخبۀ الفكر (مجموعهای از اصول حدیث)، نقد الحال، كتاب الحق الصریح و الكشف الصحیح، شرح تفسیر الفاتحۀ و جز آنها. ظاهراً شرح مختصری نیز بر برخی از اشعار عارفان ترك از جمله یونس امره، حاجی بیرام ولی و نیازی مصری داشته است كه در بسیاری از مجموعهها به چشم میخورد (نك : EI٢).
مآخذ
اسماعیل حقی، تفسیر روح البیان، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
بستانی؛
بغدادی، هدیه؛
تیموریه، فهرست؛
رفعت افندی، احمد، لغات تاریخیه و جغرافیه، استانبول، ١٢٩٩ق؛
زركلی، اعلام؛
سركیس، یوسف الیان، معجم المطبوعات العربیۀ و المعربۀ، قاهره، ١٩٢٨م؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٥٧م؛
مدرس، محمدعلی، ریحانۀ الادب، تبریز، ١٣٤٦ش؛
معلم ناجی، عمر، اسامی، استانبول، ١٣٠٨ق؛
واندیك، ادوارد، اكتفاء القنوع، قاهره، ١٨٩٦م؛
نیز:
Berenbach, J., «Verzeichnis der neuerworbenen orientalischen Handschriften... », ZDMG, ١٩٦٦, vol. XCI;
EI٢ ;
GAL;
GAL, S;
Houtsma, M. Th., Catalogue d'une collection de manuscrits arabes et turcs, Leiden, ١٨٨٦;
Kut, G., Tercüman gazetesi kütüphanesi türkce yazma- lar katalogu, Istanbul , ١٩٨٩ ;
Özege , M . S. , Eski harflerle bası lmıṣ türkce eserler katalogu, Istanbul, ١٩٧٥;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧٢;
Türk dili ve edebiyatı ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٢;
Yeni Türk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
حسین لاشیء