دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٨ - بکری، ابوالمکارم
بکری، ابوالمکارم
نویسنده (ها) :
امیر جابری
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَكْری، ابوالمكارم محمد بن ابی الحسن محمد بن محمد بكری صدیقی (٩٣٠-٩٩٤ق / ١٥٢٤-١٥٨٦م)، ملقب به شمسالدین و زینالعابدین، و معروف به ابیض الوجه، عالم و صوفی مصری. نسب او از جانب پدر به خلیفۀ نخست ابوبكر صدیق میرسید، و مادر جد اعلای وی از اعقاب امام حسن مجتبى (ع) بود و او خود بدین نسب میبالید (عیدروس، ٣٦٩-٣٧٠؛ عبیدی، ١٢٥-١٢٦). پدرش كنیۀ ابوبكر را برای او در نظر گرفته بود، اما در پی رؤیای مادربزرگش، كنیۀ ابوالمكارم برای او برگزیده شد (عبیدی، ١٦٥، قس: ١٦٦-١٦٧).
بكری به استناد شرح حال مأثور از خود وی، پس از آنكه در ٧ سالگی قرآن، و در ١٠ سالگی الفیۀ ابن مالك و كتاب التنبیه ابواسحاق شیرازی (در فقه شافعی) را از بر كرد (همو، ١٦٣)، در مجالس درس پدر ــ كه از دانشمندان نامدار زمان خود بود ــ حاضر شد و تفسیر و حدیث و فقه را نزد وی فرا گرفت. او چنان كه خود اظهار كرده است، به مفهوم رایج، جز پدر استادی نداشته است (همو، ١٦٣، ١٦٧؛ نیز نک : عیدروس، ٣٧١-٣٧٢؛ قس: غزی، ٣ / ٦٧). وی در ١٨ سالگی به عرفان و علم طریقت روی آورد، و در ٩٥١ق / ١٥٤٤م خود در مسجد معروف به «ابیض» به تدریس قرآن و فقه و حدیث مشغول شد (عبیدی، ١٦٤-١٦٥) و پس از درگذشت پدر در ٩٥٢ق، رسماً به جانشینی او برگزیده شد (عیدروس، همانجا؛ عبیدی، ١٦٤). به گفتۀ ترجمهنگاران، وی در مجالس درس خود، انواع علوم را با الفاظی گزیده و در نهایت فصاحت تعلیم میداده است (عیدروس، ٣٧٠-٣٧١).
ابراهیم بن حسن لقانی، ابوبكرتقیالدین بن احمداربلی، شهابالدین احمد بن محمد خفاجی و عبدالرحیم شعراوی ازجمله كسانی هستند كه از مجالس درس بكری بهره برده، یا از او اجازۀ روایت دریافت كردهاند (طالوی، ٢ / ١٤٦-١٤٧؛ غزی، ٣ / ٦٧، ٦٨- ٦٩، ٩٤؛ خفاجی، ٢ / ٢٢٥-٢٢٦؛ كتانی، ١ / ١٣٠، ٢ / ١٠٦٢؛ حلبی عُرضی، ٢٢٠؛ كوپریلی، ٢ / ٤٧٥).
از بكری آثاری به نظم و نثر بر جای مانده است. وی نخست شرحی بر كتاب مختصر ابوشجاع در فقه شافعی نوشت و پس از آن به تألیف رسائلی در فقه و تصوف پرداخت (عبیدی، ١٦٣-١٦٤). عناوین برخی آثار وی كه اكنون در دست است، اینها ست: ارجوزة فی علم التصوف (١٣٥ بیت)، الاقتصاد فی بیان مراتب الاجتهاد، تنبیه الاوّاه لفضل لااٰله الاالله، معاهد الجمع فی مشاهد السمع، نصیحة الفقراء و هدایه المرید الی الطریق الرشید (برای عناوین آثار موجود، نک : زركلی، ٧ / ٦٠؛ ملاح، ٥٤؛ خدیویه، ٧ / ١٧-١٩؛ كوپریلی، ٢ / ٤٧٤-٤٧٥؛ آلوارت، شم ٣٠٥٢, ٣٤٦٦ ,١٤٣٥؛ برای عناوین برخی از آثار یافت نشدۀ او، نک : شعرانی، لطائف ... ، ٥٥٧؛ عیدروس، ٣٧٢-٣٧٣؛ زركلی، همانجا).
از بكری همچنین دیوان شعری موسوم به ترجمان الاسرار بر جای مانده كه مشتمل بر انواع اشعار صوفیانه است. وی در این اثر شیوه و معانی و مضامین اشعار خود را ستوده، و بدان فخر كرده است (عبیدی، ١٦٤؛ مبارك، ٣ / ٤٢٨- ٤٢٩؛ آربری، VI / ١١٦ ؛٢٩٠ I / ٢٨٩,,(ESC٢ و در مقدمه، شبهۀ اعتقاد به وحدت وجود را از خود زدوده، و خود را پیرو عقاید اهل سنت و جماعت دانسته است ( فهرست ... ، ١(٣) / ٤٤). به نقل بغدادی (١ / ٢٨٠)، بكری بعدها دیوان اشعار خود را تلخیص كرد و آن را جُمان الترجمان نام نهاد. در كتابخانۀ كوپریلی (٢ / ٤٧٥) مجموعهای از اشعار شاعران مختلف نگهداری میشود كه گزیدههایی از سرودههای بكری را نیز دربر دارد. وی مجموعهای از اوراد و ادعیه نیز به نام «حزب بكری» دارد كه خواندن آن تا دورۀ علی پاشا مبارك (د ١٣١١ق / ١٨٩٣م) در مناسبتهایی ازجمله موالید بكریان رواج داشته است (نک : مبارك، ٣ / ٤٢٨-٤٣٠).
جز اینها، از بكری ابیات پراكندهای كه در مناسبتهای مختلف سروده، و نیز معدودی رسائل در دست است (نک : طالوی، ٢ / ١٤٧؛ شیخ بهایی، ١ / ٣٦؛ عیدروس، ٣٧٨- ٣٧٩؛ غزی، ٣ / ٦٨- ٦٩؛ خفاجی، ٢ / ٢٢٩-٢٣١؛ محبی، ٤ / ٤٨٢؛ مبارك، ٣ / ٤٢٨؛ زركلی، همانجا).
بكری در ٦٤ سالگی (قس: عیدروس، ٣٦٩) در مصر درگذشت و در آرامگاه سادات بكری، در مشهد امام شافعی به خاك سپرده شد (ربیع، ٣٢٠-٣٢٢). سال مرگ او را در ماده تاریخ «مات قطب العارفین» گنجاندهاند (غزی، ٣ / ٧٢).
بكری را میتوان شاخصترین فرد از خاندان متنفذ بكریان مصر به شمار آورد كه با بهرهمند بودن از شرافت نسب و تعلق به تصوف ــ كه هر كدام در منظر جامعۀ آن روز مصر امتیازی كافی برای كسب محبوبیت اجتماعی تلقی میشد ــ به شهرت فراوان در میان تودۀ مردم دست یافت، و حتى كراماتی نیز به او نسبت داده شد (نبهانی، ١ / ٣١٢-٣١٣). بكری اگرچه از دانش روز آگاهیهایی داشت و از قدرت بیان و ذوق و هنر شاعری نیز بیبهره نبود، ولی پس از مرگ پدرش، بهسبب كمی سن و نداشتن سابقۀ تحصیلات عالی، از قافلۀ مدعیان جانشینی پدر عقب ماند، اما سرانجام در مجلسی كه با حضور علمای مذاهب برپا شد، وی با سخنان خود اعجاب حاضران را برانگیخت و بر رقبای خویش فائق آمد (عیدروس، ٣٧٢؛ عبیدی، ١٧٩؛ نیز نک : خفاجی، ٢ / ٢٢١).
عبدالوهاب شعرانی (د ٩٧٣ق / ١٥٦٥م) كه از معاصران بكری بوده است، او را یگانۀ عصر خوانده، و از تسلط بیمانندش بر همۀ علوم عصر سخن گفته ( الطبقات ... ، ١٢٣-١٢٤)، و نیز وی را در قوۀ ناطقه همسنگ عبدالقادر جیلی شمرده است (نک : لطائف، ١١٦). شعرانی در ستایش این دانشمند همعصر خود از این حد هم فراتر رفته، و گفته است كه روی سخن وی در مجالس درس به سوی اكابر ملائكه و جنیان است كه در آنجا حضور دارند (همان، ٤٥٤، ٤٨٩). بكری خود نیز در تفاخر به فضل و دانش خویش از حد اعتدال در میگذرد و در قدس و مدینه ضمن سخن گفتن از ستایش غلوآمیز خود باز نمیایستد (عبیدی، ١٠٢، ١٢٤، ١٢٨، ١٣٤، جم ؛ نیز نک : عیدروس، ٣٧٢، ٣٧٤؛ خفاجی، ٢ / ٢٤١؛ مبارك، ٣ / ٤٢٩-٤٣٠؛ نبهانی، ١ / ٣١٢).
محبوبیت اجتماعی بكری موجب شده بود كه مورد توجه و عنایت دستگاههای حكومتی قرار گیرد (نک : غزی، ٣ / ٦٩-٧٠؛ عبیدی، ١٧٠-١٧١؛ طویل، ١١٩، ١٣٦) و از امكانات و قدرت و نفوذ اجتماعی بسیار برخوردار گردد (نک : شعرانی، همان، ٤٥٥-٤٥٦؛ غزی، ٣ / ٧٠؛ عبیدی، ١٦٨، ١٧١-١٧٢، جم )، و حتى گروهی از سپاهیان حكومتی، برای محافظت و شاید به عنوان ركن مكمل جلال و شكوه موكب وی، مأمور شوند (نک : عیدروس، ٣٧١).
مآخذ
بغدادی، ایضاح؛
حلبی عرضی، ابوالوفا، معادن الذهب، به كوشش محمد تونجی، حلب، ١٩٨٧م؛
خدیویه، فهرست؛
خفاجی، احمد، ریحانة الالبا، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٦ق / ١٩٦٧م؛
ربیع، محمود و حسن قاسم، تعلیقات بر تحفة الاخبار سخاوی، قاهره، ١٣٥٦ق / ١٩٣٧م؛
زركلی، اعلام؛
شعرانی، عبدالوهاب، الطبقات الصغرى، به كوشش عبدالقادر احمد عطا، قاهره، ١٣٩٠ق / ١٩٧٠م؛
همو، لطائف المنن و الاخلاق، قاهره، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
شیخ بهایی، محمد، كشكول، به كوشش طاهراحمد زاوی، قاهره، ١٩٦١م؛
طالوی، درویش محمد، سانحات دُمیالقصر، به كوشش مرسی خولی، بیروت، عالم الكتب؛
طویل، توفیق، التصوف فی مصر، قاهره، ١٩٨٨م؛
عبیدی، ابراهیم، عمدة التحقیق فی بشائر آلالصدیق، بیروت، ١٩٨٨م؛
عیدروس، عبدالقادر، النورالسافر، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
غزی، محمد، الكواكب السائرة، به كوشش جبرائیل سلیمان جبور، بیروت، ١٩٥٩م؛
فهرست المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٨٠م؛
كتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس و الاثبات، به كوشش احسان عباس، بیروت، دارالغرب الاسلامی؛
كوپریلی، خطی؛
مبارك، علی پاشا، الخطط التوفیقیة، قاهره، ١٩٨٣م؛
محبی دمشقی، محمد امین، خلاصة الاثر، بیروت، دارصادر؛
ملاح، حسینعلی، «صاحبان رسالات موسیقی»، مجلۀ موسیقی، تهران، ١٣٤٩ش، شم ١٢٩؛
نبهانی، یوسف، جامع كرامات الاولیاء، به كوشش ابراهیم عطوه عوض، قاهره، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
نیز:
Ahlwardt;
Arberry;
ESC٢.
عبدالامیر جابری زاده