دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٥ - بدهن شطاری
بدهن شطاری
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُدهَنِ شَطّاری، از عارفان طریقۀ شطاریه در سدههای ٩-١٠ق/ ١٥-١٦م و از نوادگان شیخ عبدالله شطاری، سلسلهنسب وی با چند واسطه به شیخ شهابالدین عمر سهروردی (د ٦٣٢ق/ ١٢٣٥م) میرسد. جد وی شیخ عبدالله شطاری که مرید و خلیفۀ شیخمحمد طیفوریه و از عارفان سلسلۀ طیفوریه بود، در سدۀ ٩ق به فرمان شیخ خود از ایران به هند سفر کرد و در روستای ماندو ــ از توابع مالوه (ﻧﻜ : ندوی، ٤٩) ــ ﺳﻜﻨﻰ گزید و طریقت شطاریه را در آنجا بنیان نهاد (دهلوی، ١٨٢؛ شاهنوازخان، ٢/ ٥٨٣؛ غوثی، ١٤٧-١٤٩؛ غلامسرور، ٢/ ٣٠٦-٣٠٧).
بدهن مدتی در روستای اچولی اقامت داشت (چشتی، ١١٩٦)؛ سپس به جونپور رفت و در سلک ارادتمندان شیخ حافظ جونپوری، مرید و خلیفۀ شاه عبدالله شطاری درآمد و اصول طریقت شطاریه را از او فرا گرفت (غوثی، ١٨٧؛ رضوی، II/ ١٥٥). وی در طریقۀ چشتیه شاگرد و مرید شیخ محمد عیسى تاج جونپوری بود و در این طریقه به مقام شیخیت رسید (چشتی، همانجا؛ عبدالحی، ٤/ ٥٢-٥٣؛ رضوی، I/ ٣٦٧). بدهن ظاهراً افزون بر دو طریقۀ شطاریه و چشتیه، در طریقۀ سهروردیه نیز سلوک نمود و با تعالیم و اصول این سلسله نیز آشنایی یافت، چنانکه شاگردش قطین نیز خود را از عارفان سهروردی میدانست (شیرانی، ٣/ ٥١؛ رضوی، همانجا).
بدهن در زمان حکومت سلطان سکندر بن بهلول لودی (ﺣﻜ ٨٩٤-٩١٥ یا ٩٢٣ق/ ١٤٨٩-١٥٠٩ یا ١٥١٧م)، در هند به عنوان پیر و شیخ طریقت شطاری به ارشاد و تعلیم مریدان پرداخت. برخی از مریدان او که خود در شمار بزرگان بودند، بدین شرحند: ١.شیخ رزقالله، معروف به راجن و متخلص به مشتاقی (د ٩٨٩ق/ ١٥٨١م). وی عموی شیخ عبدالحق دهلوی و از جمله عارفان و فاضلان آن عصر بود. شیخ رزقالله نزد شیخ بدهن تلقین ذکر یافت. ٢. شیخ ولی شطاری بدولی (د٩٥٦ق/ ١٥٤٩م). ٣. شیخ قطب علی قطبن مؤلف افسانۀ عشقی مرگاوتی. ٤. شیخ بهاءالدین مندوی (د ٩٢١ق/ ١٥١٥م) که از مصاحبان بدهن بود و ظاهراً توسط او به طریقت شطاریه ارادت یافت (دهلوی، ٢٠٦؛ عبدالحی، ٤/ ٥٣؛ غوضی، شیرانی، همانجاها؛ رضوی، I/ ٣٦٦-٣٦٧,II/ ١٥٥؛ نیز برای اطلاع دربارۀ شیخ رزقالله، ﻧﻜ : دهلوی، ١٨٠؛ غلام سرور، ١/ ٤٤٠-٤٤١).
کراماتی نیز به بدهن نسبت داده شده است؛ از جمله دربارۀ او گفتهاند: به هنگام مرگ به فرزندش شیخ صدرالدین وصیت کرد که پس از آنکه به من کفن پوشاندی در کنارم بیارام تا تو را نعمت بخشم، شیخ صدرالدین نیز به وصیت پدر عمل کرد و پس از آن بود که اسرار عالم ملکوت و جبروت از عش تا تحتالثرێ بر وی آشکار شد و راه بدهن را ادامه داد (چشتی، ١١٩٦-١١٩٧).
بدهن در پانی پت درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد. تاریخ وفات او دانسته نیست، اما با توجه به شرح حال مختصر او و نیز تاریخ درگذشت مریدانش میبایست در اواسط سدۀ ١٠ق/ ١٦م وفات یافته باشد. پس از او شیخ ولی شطاری در روستای بدولی راه استادش را ادامه داد (ﻧﻜ : همانجا؛ EI٢, I/ ١٢٨٤).
مآخذ
چشتی، عبدالرحمان، مرآةالاسرار، ترجمۀ علیاصغر چشتی صابری، لاهور، ١٤١١ق؛
دهلوی، عبدالحق، اخبار الاخیار، دیوبند، ١٣٣٢ق؛
شاهنوازخان، مآثرالامرا، به کوشش عبدالرحیم و میرزا اشرفعلی، کلکته، ١٣٠٨ق/ ١٨٩٠م؛
شیرانی، حافظ محمود، مقالات، به کوشش مظهر محمود شیرانی، لاهور، ١٩٦٩م؛
عبدالحی، نزهة الخواطر، حیدرآباد دکن، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٤م؛
غلام سرور لاهوری، خزینةالاصفیا، لکهنو، ١٢٩٠ق؛
غوثی شطاری، محمد، گلزار ابرار، به کوشش محمد ذکی، پتنه، ١٩٩٤م؛
ندوی، معینالدین، معجمالامکنة، حیدرآباد دکن، ١٣٥٣ق؛
نیز:
EI٢;
Rizvi, A.A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٦
محمدجواد شمس