دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٥ - بابا رکن الدین شیرازی
بابا رکن الدین شیرازی
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بابارُكْنُالدّینِ شیرازی، مسعود بن عبدالله بیضاوی، عالم و عارف سدۀ ٨ق/ ١٤م. اصل وی از بیضا، یكی از روستاهای تابع اردكان از استان فارس بود. تاریخ ولادت او دانسته نیست. مؤلف تاریخ اصفهان و ری او را از خاندان جابری انصاری شمرده است (جابری، ٣٢٥-٣٢٦).
باباركنالدین از اوان كودكی به عرفان و تصوف گرایش داشت و پس از آنكه با احوال عارفان آشنایی یافت، به طریق سیرو سلوك گام نهاد. او خود گوید: «از زمان صبا ... از خود ادراك معنایی از معانی، و شأنی از شؤون توحید میكردم» (ص ٤).
باباركنالدین نخست نزد عبدالرزاق كاشانی (د٧٣٦ق/ ١٣٣٦م) به تعلیم عرفان نظری و سلوك عملی پرداخت و پس از وی از داوود قیصری (د ٧٥١ق/ ١٣٥٠م) بهره جست و نزد آن دو فصوص الحكم ابن عربی را خواند و نیز درحل مشكلات فصوص، از نعمان خوارزمی كمك گرفت (همو، ٥، ٢٣٣، ٢٤٩). او محضر امین بلیانی (ه م) رادر شیراز دریافته، و از وی به بزرگی یاد كرده، و او را «شیخ المشایخ» خوانده است (ص ٢٢٢-٢٢٣).
باباركنالدین در اصفهان درگذشت و در همانجا دفن شد. وفات او برپایۀ سنگ نوشتۀ سر در آرامگاهش در ٧٦٩ق/ ١٣٦٨م روی داده است (نك : جابری، ٣٢٥؛ قمی، ١٠٢؛ همایی، ده؛ اقبال، ٤٢؛ قس: آقابزرگ، ٢٤/ ١٨٠؛ GAL, S, I/ ٧٩٣). آرامگاه او كه اكنون در تخت فولاد اصفهان باقی است، همواره محل ذكر و عبادت درویشان و صوفیه بوده است (همایی، یازده؛ نیز نك : ه د، باباركنالدین شیرازی، مقبره).
در مذهب باباركنالدین اختلاف كردهاند: برخی او را شیعه دانسته (جابری، ٣٢٥-٣٢٦؛ گزی، ٤٣-٤٤؛ همایی، سه ـ چهار)، و عدهای دیگر او را از اهل تسنن شمردهاند (نك : گزی، همانجا؛ همایی، ده، سیزده ـ چهارده)، اما سنگ نوشتۀ قبرش حاكی از شیعه بودن اوست. از جهت مسلك عرفانی، از جمله در باور به وحدت وجود، او را از پیروان ابن عربی دانستهاند.
آثار
١. نصوص الخصوص فی ترجمة الفصوص، كه شرحی است بر فصوص الحكم ابن عربی و ظاهراً مهمترین اثر اوست. این كتاب در ١٣٥٩ ش درتهران به چاپ رسیده است.
٢. كشف الضرفی نظم الدر، یا شرح التائیة الكبرى اثر ابن فارض كه نسخهای از آن در كتابخانۀ شمارۀ ٢ مجلس شورای اسلامی موجود است (منزوی، ٢/ ١٣١٩؛ دانشپژوه، ٦/ ٥١٦؛ نیز نك : حاجی خلیفه، ١/ ٢٦٦؛ بغدادی، ٢/ ٣٦١).
٣. كنوزالرموز، درعلم حروف به فارسی (باباركنالدین، ١٥٥).
٤. قلندریه ( اقبال، ٤٦).
مقدمۀ مفصل نصوص الخصوص نیز خود به گونۀ تألیف مستقلی است (نك : باباركنالدین، ٧).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
اقبال آشتیانی، عباس، «باباركنالدین و مقبرۀ او»، یادگار، تهران، ١٣٤٢ ش، س ٢، شم ٤؛
باباركنالدین شیرازی، مسعود، نصوص الخصوص فی ترجمۀ الفصوص، به كوشش رجبعلی مظلومی، تهران، ١٣٥٩ ش؛
بغدادی، ایضاح؛
جابری انصاری، حسن، تاریخ اصفهان وری، تهران، ١٣٢١ ش؛
حاجی خلیفه، كشف؛
دانشپژوه، محمدتقی و ایرج افشار، نسخههای خطی نشریۀ كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران، تهران، ١٣٤٨ ش؛
قمی، عباس، هدیةالاحباب، تهران، ١٣٦٢ ش؛
گزی اصفهانی، عبدالكریم، تذكرةالقبور، به كوشش ناصرباقری بیدهندی، قم، ١٣٧١ ق؛
منزوی، خطی؛
همایی، جلالالدین، «باباركنالدین شیرازی ... »، نصوص الخصوص (نك : هم ، باباركنالدین شیرازی)؛
نیز:
GAL, S.
محمدجوادشمس