دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٦ - ابوالحسین بن هند
ابوالحسین بن هند
نویسنده (ها) :
غلامعلی آریا
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْحُسِیْنِ بْنِ هِنْد، ابوالحسین علی بن هند قرشی فارسی، از عرفای مشهور سدۀ ٤ ق / ١٠ م و از بزرگان مشایخ فارس كه با جنید و عمرو بن عثمان مكی و جعفر حذاء صحبت داشته است (سلمی، ٤١٤؛ ابونعیم، ١٠ / ٣٦٢؛ انصاری، ٤١٢؛ ابنمقلن، ١٤٩). در برخی از منابع كنیۀ او ابوالحسن آمده است (جنید شیرازی، ٣٧٠؛ عیسی بن جنید، ٣٩٥؛ دیلمی. ٢٢٠). زركوب شیرازی نام او را به صورتی مغشوش و نادرست آورده اسـت (ص ١٤٣؛ نك : قزوینی، ٣٧٠). ابوالحسین از مردم فسا بود (روزبهان، شرح شطحیات، ٤٢) و در همان شهر درگذشت و مزار وی تا زمان تألیف شیرازنامه در آنجا باقی بوده است (زركوب، همانجا)، اما در هیچ یك از منابع سال وفاتش ذكر نشده است.
در برخی از منابع متأخر آمده است كه ابوالحسین از ابوبكر شبلی و او از جنید اجازۀ ارشاد داشته و خرقۀ شیخ صدرالدین قونوی و محییالدین ابنعربی نیز از طریق شیخ عبدالقادر گیلانی به ابوالحسین میرسیده است (معصومعلی شاه، ٢ / ٤٤١). وی مورد احترام مشایخ عصر خود بوده است، چندانكه در مسائل عرفانی به او رجوع میكردهاند (نك : سراج، ٢٣٠؛ روزبهان، همانجا) و كسانی چون مؤمل جصاص (استاد ابنخفیف) از وی نكات عرفانی و رموز الهی میآموختند (زركوب، همانجا). وی با ابن خفیف نیز ارتباط نزدیك داشته و بنابر داستانی كرامتآمیز كه در سیرۀ ابن خفیف آمده است ابوالحسین در ضیافتی كه مادر ابن خفیف ترتیب داده بود، حضور داشت و در میان جمع از حاضران میخواست كه سهم خوراك ابن خفیف را كه در آن هنگام به فساد رفته بود، نگاه دارند. حاضران میگفتند که در سفر است، لیكن ابوالحسین بر گفتۀ خود اصرار میورزید. در همین حال ابن خفیف از راه رسید و ابوالحسین شادی كنان بر پای خاست و گفت: «قلبم هرگز دروغ نگفته است» (دیلمی، همانجا؛ جنید شیرازی، ٣٦٩-٣٧١). روزبهان بقلی او را در شمار كسانی كه كراماتی داشتهاند، آورده است (مشروب الارواح، ٣١٦، نیز نك : انصاری، ٤١٣).
اقوال ابوالحسین نمودار آراءِ عرفانی اوست كه در بیشتر منابع معتبر یاد شده است. از سخنان وی چنین استنباط میشود كه اساس طریقت وی بر پایۀ زهد و تقوا بوده است زهدی كه با معرفت و حسن سلوك با خلق خدا همراه باشد (نك : سلمی، ٤١٥- ٤١٦). وی صفای عبادات و معاملات را وابسته به صفای معرفت در چهار چیز میداند: معرفت خداوند، معرفت نفس، معرفت موت، و معرفت امور بعد از موت (نك : سراج، همانجا).
مآخذ
ابن ملقن، عمر بن علی، طبقات اولیاء، به كوشش نورالدین شربیه، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة اولیاء، قاهره، ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م؛
انصاری هروی، خواجه عبدالله، طبقات الصوفیه، به كوشش عبدالحی حبیبی، كابل، ١٣٤١ ش؛
جنید شیرازی، ابولقاسم، شد الزار فی حط الاوزار، به كوشش محمد قزوینی و عباس اقبال، تهران، ١٣٢٨ ش؛
دیلمی، ابوالحسن، سیرت شیخ الكبیر ابوعبدالله ابن الخفیف الشیرازی، ترجمۀ ركنالدین یحیی بن جنید، به كوشش ا. شیمل طاهری، تهران، ١٣٦٣ ش؛
روزبهان بقلی، شرح شطحیات، به كوشش هانری كربن، تهران، ١٣٦٠ ش؛
همو، مشرب الارواح، به كوشش نظیف محرم خواجه، استانبول، ١٩٧٣ م؛
زركوب شیرازی، احمد بن شهابالدین، شیرازنامه، به كوشش اسماعیل واعظ جوادی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
سراج طوسی، عبدالله بن علی، اللمع فی التصوف، به كوشش نیكلسون، لیدن، ١٩١٤ م؛
اسلمی، محمد بن حسین، طبقات الصوفیة، لیدن، ١٩٦٠ م؛
عیسی بن جنید شیرازی، هزار مزار (ترجمۀ شد الازار) به كوشش نورانی وصال، شیراز، ١٣٦٤ ش؛
قزوینی، محمد، تعلیقات بر شد الازار (نك : هم ، جنید شیرازی)، معصومعلی شاه، محمد معصوم شیرازی، طرائق الحقائق، محمد جعفر محجوب، تهران، ١٣٣٩ ش.
غلامعلی آریا