دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٩ - حبیب عجمی
حبیب عجمی
نویسنده (ها) :
ناهید اشرف واقفی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَبیبِ عَجَمی (د نیمۀ اول سدۀ ٢ ق / ٨ م)، یا حبیب فارسی، حبیب بن محمد بن عیسى، مکنى به ابومحمد، از قدمای مشایخ صوفیه و از زاهدان نامدار بصره در اواخر سدۀ ١ و اوایل سدۀ ٢ ق. از زادگاه و تاریخ تولد او اطلاعی در دست نیست و در منابع از شاگردان حسن بصری (د ١١٠ق / ٧٢٨م) (ابونعیم، ٦ / ١٤٩؛ عطار، ٦٠؛ مزی، ٥ / ٣٨٩)، و استاد داوود طائی (د ١٦٢ق / ٧٧٩م) به شمار آمده است (لعلی، ٨٧٨؛ ابنبطوطه، ٢ / ٨١٥).
نام حبیب عجمی در میان مشایخ نخستین و شجرۀ معنوی برخی سلسلههای صوفیه نیز به چشم میخورد و برخی طریقهها منسوب به او به شمار آمدهاند، چنانکه سهروردیه را گاه حبیبیه نیز گفتهاند (حیدرخانی، ٢٤، ٢٥؛ جامی، ٤٣٥-٤٣٦؛ لعلی، همانجا؛ جبرتی، ٤٥٥؛ مدرسی، ٢٦١؛ تریمینگام، ٢٦٢).
از معاصران حبیب عجمی میتوان مالک بن دینار، محمد بن واسع و عبد الواحد بن زید را نام برد (ابن منظور، ٦ / ١٨٧؛ مزی، ٥ / ٣٩١). در منابع صوفیه از قول حبیب عجمی حکایتها و اقوالی از حسن بصری، محمد بن سیرین، شهر بن حوشب، فرزدق و همچنین بکر بن عبدالله و ابی تمیمه طریف هُجَیمی نقل شده است (همو، ٥ / ٣٨٩؛ ابونعیم، ٦ / ١٥٤-١٥٥؛ ابن منظور، ٦ / ١٨٦؛ ذهبی، ٦ / ١٤٣)، اما برخی از نویسندگان دربارۀ نقل اقوال حسن بصری و ابن سیرین توسط او تردید کردهاند و ناقل را حبیب معلم (ابو محمد حبیب بن ابی قریبۀ بصری، د ١٣٠ق) دانستهاند (ابونعیم، ٦ / ١٥٥؛ ابن جوزی، صفة ... ، ٣ / ٣٢١).
گفتهاند که حبیب در ابتدا در بصره به رباخواری اشتغال داشت، اما در پی رویدادهایی متنبه شد و در مجلس حسن بصری حضور یافت و به دست او توبه کرد. آنگاه به شکرانۀ این بازگشت به سوی خدا، اموال معاملان را باز پس داد، تا آنجا که هیچ چیز برای او نماند و تا پایان عمر به انفاق و انعام نیازمندان مشغول گشت (عطار، ٥٩-٦١؛ هجویری، ١٠٧؛ ذهبی، ٦ / ١٤٤؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة ... ، ١٢ / ٤٧، التاریخ الکبیر، ٤ / ٢٩-٣٠؛ ابونعیم، ٦ / ١٤٩-١٥٠).
حبیب عجمی را مستجابالدعوه دانستهاند (همو، ٦ / ١٤٩؛ ابن حبان، ٢٤٠-٢٤١؛ عطار، ٦١؛ ذهبی، همانجا) و کرامات بسیار نیز به او نسبت دادهاند (ابونعیم، ٦ / ١٥٠-١٥٤؛ عطار، ٦١-٦٥؛ سراج، ٣٢٢؛ هجویری، ١٠٧- ١٠٨؛ نبهانی، ٢ / ١٨- ١٩؛ طبرسی، ٢ / ١٤٩-١٥٠). هرچند که برخی از محققان نسبت دادن چنین اموری را به او درست نمیشمارند (امینی، ١١ / ١٦٢)، اما در منابع آمده است که برخی از کراماتی که به حبیب نسبت دادهاند، حتى استاد او حسن بصری را متحیر میکرد و به تأیید بزرگی مرتبۀ او وامیداشت (عطار، ٦٤؛ هجویری، ١٠٨؛ دیلمی، ١١٨- ١١٩). همچنین از شرح گریهها و خوف او از مرگ میتوان دریافت که وی احتمالاً از صوفیان متقدم اهل بکا بوده است (ابونعیم، ٦ / ١٥٤؛ ابنعساکر، تاریخ مدینة، ١٢ / ٥٩). آوردهاند که در هنگام مرگ نیز بیوقفه میگریست و جملاتی دربارۀ ندامت از گناهکاری خویش و هولناکی مسیر آخرت به زبان میآورد (مناوی، ١ / ٢٦٤؛ ابنعساکر، همان، ١٢ / ٦٠؛ ابنجوزی، المنتظم، ٧ / ١٩٧- ١٩٨).
در کلام حبیب به مسئلۀ آمیختگی طاعات با وسوسههای شیطانی اشاره شده است، چنانکه گفت: «اگر خداوند از من ذکری طلب کند که در٦٠ سال عمرم شیطان بر آن دست نیافته باشد، من ندانم چه گویم جز آنکه به تهیدستی خود اعتراف کنم» و اینکه «شیطان با زاهدان بازی میکند، چنانکه کودکان با گردو» (ابونعیم، ٦ / ١٥٢-١٥٣؛ ابنعساکر، همانجا). وی رضای خدا را در دلِ خالی از غبار نفاق میدانست (هجویری، همانجا).
کسانی چون حماد بن سلمه، جعفر بن سلیمان ضَبُعی، ابو عوانه وضاح، داوود طائی، معتمر بن سلیمان، صالح مرّی و یزید بن یزید خثعمی از وی حکایاتی نقل کردهاند (ذهبی، همانجا؛ ابن عساکر، همان، ١٢ / ٤٥). مزی در تهذیب الکمال نام چند تن دیگر را نیز افزوده است (٥ / ٣٨٩-٣٩٠).
دربارۀ سال درگذشت حبیب عجمی میان نویسندگان اختلاف نظر وجود دارد، چنانکه وفات وی را در سالهای ١١٩، ١٢٠، ١٢٥، نیز حدود ١٤٠ق ذکر کردهاند (ابن ملقن، ١٨٢؛ سامی، ٣ / ١٩٢٧؛ نبهانی، ٢ / ٢٠؛ صفدی، ١١ / ٢٩٩). مدفن او در بصره و در کنار مزار مالک بن دینار و انس بن مالک است (نبهانی، همانجا؛ ابن بطوطه، ١ / ٢٠٩).
مآخذ
ابن بطوطه، رحلة، به کوشش علی منتصر کتانی، بیروت، ١٤٠٥ق؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ق؛
همو، صفة الصفوة، به کوشش محمود فاخوری، بیروت، ١٤٠٦ق؛
ابن حبان، محمد، مشاهیر علماء الامصار، به کوشش مرزوق علی ابراهیم، بیروت، ١٤٠٨ق؛
ابن عساکر، علی، التاریخ الکبیر، به کوشش عبدالقادر افندی بدران، دمشق، ١٣٣٢ق؛
همو، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق؛
ابن ملقن، عمر، طبقات الاولیاء، به کوشش نورالدین شریبه، بیروت، ١٤٠٦ق؛
ابن منظور، محمد، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، به کوشش محمد مطیع حافظ و نزار بساطه، بیروت، ١٤٠٤ق؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٤٠٧ق؛
امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، ١٤١٦ق؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به کوشش محمود عابدی، تهران، ١٣٧٠ش؛
جبرتی، عبدالرحمان، عجائب الآثار، بیروت، ١٢٣٧ق؛
حیدرخانی، حسین مشتاقعلی، مقدمه بر فوائح الجمال و فواتح الجلالِ نجمالدین کبرى، تهران، ١٣٦٨ش؛
دیلمی، ابوالحسن، سیرت الشیخ الکبیر ابوعبدالله ابن الخفیف الشیرازی، ترجمۀ یحیی بن جنید شیرازی، به کوشش ا. شیمل، تهران، ١٣٦٣ش؛
ذهبی، سیر؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٨ق؛
سراج طوسی، عبدالله، اللمع فی التصوف، به کوشش ر. ا. نیکلسن، لیدن، ١٩١٤م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش شکری فیصل، ویسبادن، ١٤٠١ق؛
طبرسی، احمد، الاحتجاج، به کوشش ابراهیم بهادری و محمد هادی به، تهران، ١٤١٣ق؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذکرة الاولیاء، به کوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٦ش؛
لعلی بدخشی، لعل بیگ، ثمرات القدس، به کوشش کمال حاج سید جوادی، تهران، ١٣٧٦ش؛
مدرسی چهاردهی، مرتضى، سیری در تصوف، تهران، ١٣٦١ش؛
مزی، یوسف، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٥ق؛
مناوی، محمد عبدالرئوف، الکواکب الدریة، به کوشش محمد ادیب جادر، بیروت، ١٩٩٩م؛
نبهانی، یوسف، جامع کرامات الاولیاء، به کوشش ابراهیم عطوه عوض، قاهره، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
هجویری، علی، کشف المحجوب، به کوشش و. ژوکوفسکی، تهران، ١٣٥٨ش؛
نیز:
Trimingham, J. S., The Sufi Orders in Islam, London, ١٩٧١.
ناهید اشرف واقفی